دغدغه های نسرین رضایی

سایه های رنگی

 
زن از دیدگاه شیخ فضل الله (2)
نویسنده : نسرین رضایی - ساعت ٢:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۱۸
 

من از شیخ و دیدگاهای بسیار مترقی انسانیش در خصوص حقوق زنان درسها آموختم و امروز افسوس می خورم که دیگر آن عالم فرهیخته در کنارمان نیست...

 

 

روحش شاد وعطر دیدگاههایش روشنگر روشن اندیشیمان باد...

 

 

 

 

حقوق زنان


یکی از مسایل جدی مورد توجه فمنیستها ، خشونت بر ضد زنان و مساله سرپرستی مرد بر زن است . فضل الله میگوید اسلام به موجب آیه 34 سوره نساء حق سرپرستی زن را به مرد اعطا کرده است ، فضل الله با توجه به آیه بالا و آیه 228 سوره بقره ، موارد سرپرستی مرد را به سازماندهی و مدیریت خانواده و حقوق ویژه همسری محدود میکند . اما این مساله به عقیده او ، به برتری جنس مرد بر زن ارتباطی ندارد بلکه برخی از ویژگیهای جسمی و روانی ، و نیز عهده داری تامین هزینههای زن به وسیله مرد ، موجب این حکم شده است . بر اسا س این تعبیر حدود حق سرپرستی مرد محدود به موارد ی میشود که طبیعت قرارداد زناشویی اقتضا میکند . از این رو نظر غالب این است که شوهر حق خانهنشین کردن زن را ندارد مگر اینکه با حق بهرهگیری جنسی شوهر ناسازگار باشد . اما او خود بیشتر تمایل دارد که در این صورت نیز نمیتواند زن را ممانعت کند .

به عقیده فضل الله ، این نظریه که زن تمایل و درپی آن حق جنسی ندارد نادرست است . از این رو همانگونه که زن میباید رعایت حق جنسی مرد را بنماید ، طبیعت ازدواج اقتضا میکند که حق جنسی زن نیز مورد احترام مرد قرار گیرد .

زیرا ازدواج برای حفظ عفت زن و مرد به طور یکسان ، پدید آمده است و احادیث بسیاری بر این مطلب تاکید میکند ... در نتیجه نپذیرفتن حق جنسی زن ، ازدواج را به جای آن که مایه حفظ عفت و پاک دامنی زن سازد ، سبب انحراف او میگرداند و علت آن هم این است که زن نیز در ازدواج ، همان تمایلات جنسی رادارد ... مساله روابط جنسی برای مرد وزن به طور یکسان ، یکی از مهمترین اهداف ازدواج تلقی میشود . زن برای خوردن وآشامیدن با همسرش ازدواج نمیکند ، مرد نیز برای این منظور ازدواج نمیکند . بنابر این میتوانیم بگوییم که حق زن ومرد در این زمینه یکسان است .

این نظر در پی خود مخالفت با عمل ختنه کردن زنان را به دنبال دارد که در مصر و برخی از کشورهای عربی واسلامی رواج دارد . زیرا این امر مانع از حق طبیعی زن از لذت جنسی میشود و افزون بر آن برای سلامتی زن نیز خطر آفرین است . از این رو فضل الله عمل ختنه زنان را رسمی اسلامی نمیداند بلکه آن را رسم اعراب پیش از اسلام میداند . به نظر فضل الله علاوه بر ختنه کردن ،انواع دیگری از خشونت بر ضد زنان وجود دارد . تنبیه بدنی زن در قبال عدم ایفای نقش مادری و انجام کارهای خانه ، نمونه دیگری از خشونت بر ضد زنان است . او تنها حالت مجاز برای تنبیه بدنی زن را موردی میداند که زن از ادای حق جنسی مرد خودداری میکند . به عقیده فضل الله این حق به این باز میگردد که رابطه زناشویی تنها ابزار شرعی و دینی و قانونی و اجتماعی برای تامین نیاز جنسی زن ومرد است . در واقع فضل الله تنبیه بدنی زن را در حالت خاصی که بنیاد ازدواج را تهدید به نابودی میکند مجاز میداند . جواز تنبیه بدنی زن در این حالت به دلیل عظمت حق جنسی مرد بر عهده زن است به طوری که حتی در صورت عدم تمایل زن نیز باید آن را ادا کند زیرا هدف از آن در زندگی حفظ عفت زن ومرد است. به عقیده او تنبیه بدنی زن در این حالت خاص موافق نگرشی است که او از زن به عنوان شریک زندگی میدهد . او میگوید زن تنها با انتخاب خود وارد زندگی زناشویی میشود و با ورود به این زندگی به شوهر خود حقوق خاصی را نسبت به بدن خود میدهد . زن با ازدواج پیمانی را میبندد که خود را به محتوای آن ملزم میگرداند . زن درصورت نافرمانی از مرد در حق جنسی ، مرد را به طلاق یا ازدواج دیگر و یا انحراف میکشاند و همه موارد بالا به زیان زن است . اما نکته مهم این است که اگر مرد با زیر پا قرار دادن پیمان خود پایههای زندگی زناشویی را سست گرداند ، به عقیده فضل الله ، زن حق اعمال خشونت بر ضد مرد را ندارد چرا که در هر صورت مرد بر زندگی زناشویی حاکمیت دارد . زن د رچنین مواردی تنها میتواند با مراجعه به کسانی که حق فشار آوردن بر مرد را دارند و با شکایت به حاکم شرعی در صدد رفع مشکل خود باشد .

 

 

 


دسته دیگرازحقوق زن به حق زن نسبت به فعالیتهای زنان درعرصه عمومی مربوط میشود . فضل الله درباره حق آموزش زن میگوید تعلیم و تربیت زن تنها به دانشها یی اختصاص نمییابد که با نقش مادری او ارتباط پیدا کنند ، بلکه زن به عنوان انسان ، نیازمند همه دادههای علمی است . خداوند زن را در برابر خود مسول قرار داده است و این امر به نوبه خود نیازمند برخورداری از قدرت و آزادی اراده و فکر و عمل است . فضل الله زن را از حق آموزش به دلیل اختلاط با مردان منع نمیکند زیرا به عقیده او اختلاط جنسی به تنهایی مانع تحصیل زن نیست . او معتقد است برای جلوگیری از انحراف باید ضوابطی ایجاد کرد نه این که مانع تحصیل زن شد . به همین صورت سفر به خارج از کشور جهت تحصیل برای زن حرمت ندارد بلکه شرایط تحصیل در خارج برای زن ومرد هر دو یکسان است . به عقیده او زن و مرد پس از اطمینان از به امکان پایبندی دینی و اخلاقی خود و عدم انحراف ، در محیطی که به لحاظ علمی و اجتماعی از آنها بیگانه است ، میتوانند به تحصیل مشغول گردند .

مساله مهم دیگر در حقوق زن در جهان معاصر موضوع اشتغال زن است . به نظر فضل الله خداوند زن ومرد را آفریده است تا با هم زندگی را بسازند وبا یکدیگر کامل شوند . از این رو به نظر او اسلام راه زندگی را برای زن در همه صحنههای زندگی گشوده است تا زن مرد را ومرد زن را یاری دهد و هر دو یکدیگر را کامل کنند . این امر بدان معنا است که نقش آنها از یکدیگر جدا نشده است . پس زن مسول خویش و جامعهای است که در آن زندگی میکند همان گونه که مرد مسول خود و جامعهای است که در آن زندگی میکند . زن و مرد در خارج از دایره مادری و پدری که نقش آنها در آن مختلف است ، زمینههای گستردهای دارند که مانند دو انسان برابر در انسانیت میتوانند برای ساختن زندگی دوشادوش یکدیگر فعالیت کنند . بنابر این نقش انسانی زن مهمترین نقش او در زندگی زن است و مجسم کننده چیزی است که خدا او را برای انجام آن آ فریده است . خدا او را آفریده تا بر این نکته پافشاری کند که انسانی دارای خرد و اراده وعاطفه است و نقش و نیروی حرکت در زندگی دارد .

فضل الله میگوید این سخن همواره مطرح بوده است که اسلام میخواهد زن در درجه اول خانهدار باشد اما او به شخصه معتقد است که اسلام ، کار زن در خانه را از نتایج عقد ازدواج نمیداند و انجام هیچ کاری را در خانه برای تامین هزینه های خانواده یا مشارکت در آن لازم نمیداند . بنابر این انجام کارهایی چون امور خانهداری و سرپرستی فرزندان بر او واجب نیست . هر چند کار زن در خانه بهترین لطف و همکاری زن به مرد است . از سوی دیگر معنای سخن بالا آن نیست که زن نباید به هیچ کاری دست نزند ، بلکه مراد فضل الله آن است که اسلام از زن میخواهد کار خانه خود را از موضع کمک و نیکی انجام دهد . به نظر فضل الله اسلام از راه وادار نکردن زن به کار در خانه ، فرصتی برای او فراهم کرده است تا در ساختن جامعهای که در آن زندگی میکند نقش داشته باشد . فضل الله به صراحت میگوید اسلام زن را مکلف به این کار کرده است تا همانند مرد با فریضه امر به معروف و نهی از منکر که نشانه نظارت عملی اجتماعی است بر ضد انحراف در همه زمینههای زندگی ، حتی تا سطح انقلاب ، مشارکت داشته باشد . از این رو اسلام به عقیده فضل الله با کاستن از بار مسولیت خانگی و خانوادگی و حتی همسری ، در عمل نقش او را در ساختن زندگی پذیرفته است .

به عقیده فضل الله تاکید بر نقش مادری وهمسری در اسلام منافاتی با نقش عمومی زن به عنوان انسان ندارد . چرا که اسلام مرد را مسول خانواده میداند و حق سرپرستی فرزندان را در صورت جدایی به مرد میدهد .ازاین رواسلام مادر را مسول تربیت فرزندان نمیداند. به این ترتیب فضل الله ریشه این فکر را در عقب ماندگی جامعه اسلامی میداند که کار خانه را مختص زنان میداند . نتیجه ایده بالا آن است که زن در اسلام حق کار کردن در همه زمینههای مشروع را دارد . زن میتواند مانندمرد در زمینه کشاورزی یا صنعت یا هر زمینه دیگری کار کند و تنها مورد ناسازگاری حق کار کردن زن موردی است که کار او با حق ویژه مرد تعارض پیدا کند .

غالبا در جوامع اسلامی با کار زن در فعالیتهای هنری و تبلیغی مخالفت میشود . فضل الله از نظر اصولی با ورود زن به سینما و تئاتر مشکل ندارد و در طبیعت این کارها چیزی که مورد قبول دین نباشد ، نمیبیند . اما جواز فعالیتهای زن در این زمینهها را مشروط به آن میداند که این کارها با رعایت ضوابط اخلاقی مورد نظر اسلام همراه باشد . به نظر او اختلاط زن و مرد در کارهای هنری با اختلاط آن دو در دیگر کارها تفاوتی ندارد . او نکته این امر را که ما احساس میکنیم اسلام از ورود زنان به این قیبل از کارها جلوگیری میکند ، نا آشنایی ذهنی و روانی مسلمانان میداند که تا به حال در کشورهای اسلامی سینمای اسلامی نداشتهاند .

در میان حقوق زن مسلمان سه حق با ابعاد سیاسی همواره مورد چالش بوده است : فرمانروایی ، قضاوت و مرجعیت دینی . فضل الله میگوید قرآن با بیان ماجرای ملکه سبا چهره مثبتی از فرمانروایی زن ارایه داده است که بااعتقاد به امکان ناپذیری حاکمیت زن و برداشت از روایاتی با این محتوا که " مردمی که زنی را به فرمانروایی برگزینند ، روی رستگاری را نمیبینند " ،سازگار نیست . او ریشه اعتقاد بالا را روایت بخاری میداند که در کتابهای امامیه وجود ندارد و برداشت از روایت اخیر را بر اساس روش قرآنی خود ، با تصویر حکومت ملکه سبا متفاوت میداند . فضل الله این استدلال را نمیپذیرد که زن به دلیل آن که توان کنترل احساسات خود را ندارد واز این جهت موجودی ضعیف است و در نتیجه شایستگی حکومت کردن را ندارد . او میگوید ناتوانی ، حال انسانیت است که مرد و زن در آن به طور یکسان شریک هستند . زن میتواند بر ضعف خود چیره شود ، زن گاهی نشان داده است که خردمندتر از مرد میباشد ومیتواند در دانش بر او برتری یابد . فضل الله این امر را که در اسلام تاکنون زنی به حکومت نرسیده دلیل بر غیر قانونی بودن حکومت زن نمیداند بلکه آن را به وجود سنتها و عادتهای غلط حاکم بر جوامع اسلامی بر میگرداند . در حالی که مبانی شرعی حکومت زن مورد کشمکش فقیهان است و نظر قاطعی وجود ندارد. فضل الله در مورد مساله قضاوت زن میگوید برای اثبات مشروع نبودن قضاوت زن به این روایت استناد میشود که " زن نباید قضاوت را به عهده گیرد "او میگوید برخی ضعف سند این روایت را با طرح مساله برابری شهادت دو زن با یک مرد و اقتضای آن برای حرمت قضاوت زن ، جبران میکنند . اما فضل الله معتقد است که مساله شهادت زن دلالتی بر حرام بودن قضاوت زن ندارد ، زیرا از ویژگیای که درباره آن سخن رفت سرچشمه نمیگیرد . نتیجه آن که همه روایاتی که مورد استدلال قرار گرفته اند روایاتی ضعیف هستند . اما با دقت در مساله قضاوت ، به نظر فضل الله ، این امر منوط به علم و تقوا شده است و در صورت وجود این دو شرط در زن ،او میتواند با رعایت برخی احتیاطها ، متصدی امر قضاوت شود . درباره مساله مرجعیت زن فضل الله معتقد است که مساله تقلید قاعدهای عقلایی است که نیاز به امضای شارع ندارد از این رو به عقیده او مانعی از این که زن مرجع شود وجود ندارد . او میگوید حتی روایاتی که فقیهان برای نفی اجتهاد زن بدانها استناد میکنند ، امکان اجتهاد زن را رد نمیکنند . بلکه اگر کسی به درجهای از دانش فقه برسد که برابر با مقام اجتهاد و استنباط باشد و اجتهاد او نوعی مشارکت در فهم حکم شرعی تلقی گردد ، و مورد اعتماد مردم باشد ، مردم باید او را مرجع خود قرار دهند و در این الزام تفاوتی میان زن ومرد نیست . به عقیده فضل الله وجوب حجاب مانع مرجعیت دینی زن نمیشود . اما امامت زن برای مرد در نماز جماعت با طبیعت فضای معنوی نماز که باید هر گونه عامل تحریک راازدل انسان دور کند ، تناسب ندارد .

به نظر فضل الله حجاب فضای روانی مناسبی را فراهم میسازد تا در برابر تاثیر شرایطی که از خارج به انحراف دعوت میکند ، به زن و مرد مصونیت بدهد . حجاب به زن میفهماند که باید خود را به عنوان یک انسان معرفی کند . جاذبههای زنانگی خود را از دیدهها پنهان سازد . از سوی دیگر حجاب به مرد میفهماند که باید زن را به دید یک انسان بنگرد و بدن او را از نظر خود ، دور نگه دارد . به این ترتیب حجاب روزنههای فراهم آمدن زمینههای انحراف را تا حدود زیادی میبندد . فضل الله برای حجاب دو بعد مادی و معنوی قایل است . به عقیده او بعد مادی حجاب در این نمایان میشود که زن تمام بدن خود را به جز چهره و کف دستها بپوشاند و با زیور از خانه خارج نشود . اما بعد معنوی حجاب را ، در حرکت زن به عنوان یک انسان در جامعه میداند به گونهای که نکوشد تا با زیور و آرایش ، دیدهها را به خود جلب کند . به نظر فضل الله این دو بعد حجاب در یکدیگر تاثیر متقابل دارند و از این رو یکی ازآنها را به دیگری ترجیح نمیدهد ، بلکه رعایت هر دو بعد را توامان میخواهد . از نظر فضل الله فلسفه این امر به آن بر میگردد که اسلام برای آزادی فردی در رابطه با جنس مخالف ، محدودیتهایی را پذیرفته است که به این مورد به زودی اشاره خواهیم کرد .

فضل الله از آن جا که ساختار روانی و تربیت اجتماعی زن را به گونهای میداند که موجب تحریک مرد میشود ، و میگوید زن در همه جوامع به گونهای تربیت میشود که به ظاهر و بدن خود توجه ویژه دارد به گونهای که آن را تنها مبنای ارزش خود میداند . از آن جهت حکم حجاب در اسلام را ویژه زن میداند . او در این زمینه میگوید

عوامل فرهنگی و تربیتی در طول تاریخ ، نقش اساسی در ایجاد [ مقهوم تحریک و فریب ] داشته است . این مسایل زن را عامل تحریک ، در ذهن و در واقع ، قرار میدهد در حالی که مرد ، تنها در واقع مایه تحریک زن است ولی در ذهن زن چنین نشده است . شاید علت آن باشد که اسلام حجاب را تنها بر زن واجب ساخته است ، و نه بر مرد .

اما این از نظر فضل الله به آن معنی نیست که مرد در این مساله تکلیفی ندارد . به عقیده او ، اسلام از مرد میخواهد به عنوان یک انسان وارد اجتماع شود و نه به عنوان یک مرد ( با ویژگی جنسی ) . به نظر فضل الله حجاب معنوی ، زن را از حجاب مادی مستغنی نمیکند زیرا برهنگی اثرات آن را از بین میبرد و در نتیجه با رواج آن نمیتوان عامل مستقیم تحریک جنسی را خنثی کرد . به این ترتیب حجاب بیحرمتی به ارزش انسانی زن نیست .

فضل الله دلایل روی آوردن برخی از زنان مسلمان را به بیحجابی در سه امرخلاصه میکند . اول آن که این دسته از زنان حجاب را رسم اجتماعی تلقی میکنند نه فریضه دینی . دومین دلیل از نظر فضل الله آن است که زن در جوامع اسلامی وعربی سرکوب شده است و انسانیت او در برابر مرد پایمال گردیده ، شخصیتش به حاشیه رانده شده و به یک شی مانند سایر اشیا تبدیل گشته است . در این وضعیت زن خود را در بن بست میبیند و تلاش میکند به هر صورت که شده از این وضعیت ناگوار خارج شود بی آن که به نتایج کار خود بیندیشد . سومین دلیل این امر از نظر فضل الله ، سلطه تبلیغاتی و فرهنگی غرب است .


 
comment نظرات ()
 
 
 



كد آهنگ

كد موسيقی