دغدغه های نسرین رضایی

سایه های رنگی

 
به یکدیگر دوباره نگاه کنیم ...
نویسنده : نسرین رضایی - ساعت ٦:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱/۱٢
 

 از آنجایی که علاقه به وضعیت زنان ایرانی در داخل و خارج از ایران باریم امری پر هیجان است ولیکن به مطلبی از خانم ناهید کشاورز ( ایرانی مقیم کلن )که در وبلاگش نوشته بود برخوردم با عنوان

به یکدیگر دوباره نگاه کنیم ...

تیتر جالبی بود و مطلب از آن هم جالبتر. با من همراه شوید:

با افزایش رفت و آمد ایرانیان مهاجر  به ایران و آمدن بیشتر ایرانیان به خارج از کشور سر فصل تازه‌ای از مناسبات میان ایرانیان داخل و خارج از ایران باز می‌شود که قابل تامل است.
کنجکاوی مهاجرین ایرانی برا ی دانستن اینکه در ایران چه می‌گذرد به دلیل بستگی زیاد آن به ایران امر تازه‌ای نیست. آنها اگرهم به دلیل شرایط اجتماعی و مالی تا حدودی در خارج از کشور وضعیت تثبیت شده‌ای پیدا کرده باشند اما وابستگی عاطفی آنها همچنان باقی است. هر اتفاق ناگواری در ایران اگر چه خود آنها را بطور مستقیم شامل نمی‌شود اما دل نگرانی نسبت به عزیزانشان را به جانشان می‌اندازد. خلاصه اینکه مهاجر در هر وضعی که باشد ، هر چند وقتی که از زمان مهاجرتش گذشته باشد همواره نیمه نگاهی به ایران دارد. با وجود سالیان دراز اقامت هنوز هم ایرانیانی که در رویای بازگشت به ایران هستند کم نیست.
بیشتر شدن رابطه با ایران در عین اینکه دریچه‌های تازه‌ای را بروی هر دو طرف می‌گشاید تا با نگاهی واقع بینانه‌تر به یکدیگر بنگرند اما در این واقع بینی نقاط کور و ناروشن رابطه هم نمایان می‌شود. مهاجرین به دلیل سالها درگیری ذهنی‌شان با ایران و کنجکاوی برای درک شرایط آنجا به اطلاعاتی اگر نه کاملا منطبق با واقعیات مجهز هستند. برخورد رودرروی تازه می‌تواند داده‌ها و دانسته‌های آنها را تائید و یا آنها را شوکه کند. آنچه اهمیت دارد این است که نوعی دگرگونی در آنها بوجود می‌آورد. مهاجر می‌تواند وطنی را که به واقع وجود دارد با آنچه که طی سالها در ذهن خود پرورده است و درباره‌اش شنیده مقایسه کند.
اما در مورد طرف دیگر وضع فرق می‌کند. شرایط و دشواری‌های زندگی در ایران امکان جستجو و شناخت زندگی مهاجرین را فراهم نکرده است. به عبارتی مهاجر اگر در رابطه عاطفی با کسی در ایران نباشد به عنوان یک گروه اجتماعی از یاد رفته است و یا زندگیش از وراء حدسیات و اطلاعات جسته و گریخته تعریف می‌شود. اگر زندگی او در جایی ذهنی را مشغول کند تنها در تصورات است که شکل می‌گیرد و از واقعیات خود تهی است.
حضور ایرانیانی که به تازگی به مهاجرت می‌آیند و عدم آگاهیشان از شرایط واقعی زندگی در خارج از کشور نشان از عدم آگاهی از وضعیت زندگی در مهاجرت دارد. بدیهی است که همه آنها به امید زندگی بهتر و به دلیل فشارهای سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی ایران را ترک می‌کنند اما دشواری‌های بعد زندگی در خارج از کشور آنها را متوجه عدم شناختشان از محیط تازه می‌کند.
گروه زیادی از کسانی که به ایران سفر کرده‌اند متوجه این نکته شده‌اند که در ایران به دلایلی که می‌تواند بی‌توجهی ، بی‌دقتی و یا داشتن پیش زمینه ذهنی و پیش داوری باشد سئوالی درباره زندگی در مهاجرت طرح نمی‌شود.
داستانهای خروج پرزحمت ایرانیان از مرز، آوارگی سالهای اولیه و روبرو شدن با دنیائی که هیچ تصوری از آن نداشتند و ناباوری و ده‌ها مشکل دیگر مجالی برای بازگوئی پیدا نمی‌کنند. مهاجر که در تمام سالهای گذشته امکانی برای بیان آنچه بر او گذشته نیافته است، در سالهای دلتنگی به امید اینکه روزی در ایران عقده دل می‌گشاید تسلی یافته است واینبار در ایران تنها می‌ماند. آنچه بیش از همه شرایط را دشوار می‌کند حسی است که با نوعی عذاب وجدان همراه است. عذاب وجدانی که گذشته از علل فرهنگی آن به دلیل شریک نبودنش در مشکلات ایران به او داده می‌شود. واین وضعیـت، مهاجر را یا به توضیح و توجیه می‌کشاند ویا به سکوت وامی دارد.
گروهی از کسانی که در ایران در زمینه مسائل سیاسی و اجتماعی فعال هستند درطی سالهای گذشته به خارج از کشور سفر کرده‌اند. آنها اگر در جاهائی با نا مهربانی در برخورد عقاید روبرو شدند اما در کل توجه مهاجران به مسائل ایران را دیدند که موضوعی قابل درک هم هست. اما این موضوع در غالب موارد رابطه‌ای یکطرفه بوده. آنچه آنها می‌خواستند بدانند بیشتر به نظر ایرانیان در خارج از کشور در رابطه با عملکرد آنها در ایران بر می‌گردد و نه بیشتر.
زندگی مهاجر در مهاجرت ، دشواری‌های آن ، تغییراتی که زندگی در یک محیط فرهنگی ، اجتماعی تازه در آنها بوجود آورده است ، از چشم آنها پنهان می‌ماند.

نگاه و توجه به زندگی ایرانیان مهاجر شناخت گوشه‌ای از تاریخ سیاسی اجتماعی ایران است. شناخت زندگی ایرانیانی است که در یک برهه تاریخی به ناچار نوع دیگری از زندگی را برگزیدند.
توجه به چند نکته می‌تواند راه گشای رابطه‌ای نوین میان ایرانیان مهاجر و داخل ایران باشد. اول اینکه این خیل عظیم چه شرایطی را از سر گذرانده است تا بدینجا رسیده؟ تجربیات او در به‌اجبار کنده شدن چگونه بوده است؟ و مهمتر اینکه او چه تغییراتی کرده است؟ آیا اصولا تغییرات سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی می‌توانند تغییرات جدی در نگاه افراد بوجود آورند؟ تغییرات بوجود آمده و تجربیات او چگونه می‌توانند در شرایط اجتماعی و فرهنگی ایران تاثیر گذار باشند؟ به علاوه او می‌تواند پلی باشد برای شناخت فرهنگ‌های دیگر. اینکه اصولا مهاجر در ایران به واقع چگونه تعریف می‌شود موضوعی است که در ایران می‌باید به آن پاسخ داده شود. می‌باید برخورد جدی صورت گیرد با این نکته که پیش داوری‌ها در باره زندگی او بر کدام بستر شکل می‌گیرند؟


 
comment نظرات ()
 
 
 



كد آهنگ

كد موسيقی