دغدغه های نسرین رضایی

سایه های رنگی

 
به نام او که بارگاهش بهترين تکيه گاه روزهای بارانيم است ...
نویسنده : نسرین رضایی - ساعت ٦:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱/٢۸
 

چه روزهای خوبی رو دارم با التماس بمون ثانیه هام سپری میکنم و میدونم یه روزی می گم یادش بخیر . کاش برگرده ...

الهی تو را چگونه وصف کنم که سکوت لحظه هامو در یاد تو در نوردیدم و شور عشقت رو بر قله های عرفان و هیجانم بخشیدم .

خدایا فقط خودت می دونی که چقدر سخته که ببینی سنگه تو کمین دل شیشه ایته و  صدات تو گلوت اسیر باشه ...

خدا یا فقط ازت می خوام که سنگم نکنی ...

صحرای سردو یخبندان ناامیدی هایم رو در شکوه و عظمت و طوطیای کبریاییت به شعله های گرم محبت مبدل کردم .

کاش وجودم نیز چون وجودت سیراب از بی نیازی بود و نیاز نازهایم مرا از نیاز نیزه ی شیطان می زدود .

باز هم نام توست ...

        سبحان ربی العظیم و بحمده

قیام کلمات در رکوع قامت خسته ام در شکسته ..

       

قیام می کنم به با یاد اذکارت ...

یا سمیع    یا بصیر   یا کریم   یا رحیم    یا مجید   یا عادل   یا عزیز  یا حمید یا فعال  یا محمود  یا حامد  یا غافر الذنب داوود    یا قاضی الحاجات  و یا کاشف المهمات  یا الله یا الله یا الله ...

سبحان ربی العلی و بحمده

اینک نشانه هایت بر من مسجل شدو تمام قد نسترن ها را به معجر زلال اطاعتت هدیه می کنم و نسرینها  را بر سجاده نیلوفرانه ی ثنایت به سجده می کشم .

به امید اینکه در پناه روح سبز قمر بنی هاشم چون پیچکان عاشق به سوی آسمان سیر کنیم

تا درودی دیگر بدرود

یا علی...


 
comment نظرات ()
 
 
 



كد آهنگ

كد موسيقی