دغدغه های نسرین رضایی

سایه های رنگی

 
ماجرای پایان ناپذیر کشف حجاب
نویسنده : نسرین رضایی - ساعت ۸:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/۱٦
 


وقتی در سال 1285 شمسی فرمان مشروطه از سوی مظفرالدین شاه امضاشد ، برخی به امید برقراری عدالت خانه ، سر از پا نمی شناختند و گروهی دیگر مرموزانه با مردم امیدوار ، هم نوایی می کردند ؛ اما به ساده دلی آن ها می خندیدند والبته شمار بسیار کمی نیز ، نگران ، آینده را تاریک می دیدند . از همان زمان که گروهی به اروپا رفتند ، به جای طرحی برای پیشرفت ایران ، کلاه و کراوات آوردند ، آن گروه بسیار کم فهمیدند ، این جمع از فرنگ برگشته ، دلشان در آن جا مانده و تا مردم ، میهن ، دین و ایمان این مملکت را شبیه لندن و پاریس تغییر ندهند ، دست بردار نخواهند بود . روزگار ، چه پرشتاب همه چیز را روشن کرد و پیش بینی آن گروه بیداردل امثال شیخ فضل الله نوری درست از آب درآمد !
روشن فکرانی چون میرزا ملکم خان ، آخوند زاده ، فروغی و ... همه بدبختی ملت ایران را دین و ایمان می دانستند ؛ لذا کمر همت بستند تا این عامل عقب ماندگی را از بین ببرند . در روزهای آغازین دوران پهلوی ، شهید همیشه زنده ، آیت الله مدرس اوضاع زمان حال و آینده این مملکت را دید و نوشت که : به زودی چوپان های کلاه نمدی به سر ، به اسم تمدن و پیشرفت ، کراوات می زنند و بیمارانمان از نبود پزشک و دارو خواهند مرد و این را پیشرفت و ترقی خواهند نامید .
از سال 1307 ، روزنامه ها آرام آرام ، تیغ قلم هایشان را تیز کردند و احکام اسلام را یکی پس از دیگری به تمسخر و استهزا گرفتند . هنوز از ذهن این نویسندگان ، تصویر زنان اروپایی پاک نشده بود ، در پی آن بودند که شبیه آن رادر ایران نیز برای امثال خودشان فراهم کنند ، هفت سال به تندی سپری شد ، با تلخی ها و خون دل هایی که علما خوردند . مدرس به تبعید رفت و زمزمه هایی برای کشف حجاب بر سر زبان ها بود ؛ تا این که

17 دی ماه سال 1314

از راه رسید .
دلهره شگفت آوری همه جا سایه افکنده بود . مردها از فکر این که روزی بیاید و ناموسشان بدون چادر باشد ، بر خود می لرزیدند و این شایعه ، به کابوس هولناکی برای زنان بدل شده بود . در برخی از مجالس شنیده می شد که گروهی از زن ها را بی حجاب به خیابان ها فرستاده اند ، گاهی می گفتند در دانشگاه می خواهند روسری ها را بردارند و ...
علی اصغر حکمت ، کفیل اداره معارف ، به رضاخان پیشنهاد کرد برای رواج بی حجابی ، اعلی حضرت با خانواده در جشن فارغ التحصیلی دانش سرای عالی تهران ، بی حجاب شرکت کنند . رضاخان با همسر و دخترانش با بدترین وضع ، در برابر چشم متحیر همگان ، به دانش سرا وارد شد. آن روز بسیاری از دخترانی که به اجبار روسری آن ها برداشته شده بود ، روبه دیوار کرده بودند و گریه می کردند . علی اصغر حکمت به وزارت علوم رسید . رژیم به همه شهرها ابلاغ کرد که باید میهمانی های مختلط ، با حضور بزرگان شهرها برگزار شود و آن ها خانواده خود را بی حجاب شرکت دهند .
در خیابان ها و معابر ، چادر را از سر زن ها می کشیدند ، بسیاری از این زن ها از غصه این داغ ، دق کردند و مردند و بسیاری دیگر خود را در خانه هایشان زندانی کردند . اگر زنی می خواست از خانه شوهر به خانه پدر برود ، از ترس دژخیمان رژیم ، شبانه و با همراهی چند مرد ، از کوچه پس کوچه ها ، خود را به منزل می رساند . رژیم با شدت تمام ، کشف حجاب را دنبال می کرد . زن و بچه شاه ، حریم ها را شکستند و بی حجاب ، به قم آمدند و پا در حریم سراسر نور و عصمت فاطمه معصومه سلام الله علیها نهادند . هیچ کس را یارای اعتراض نبود و چماق استبداد رضاخانی ، زبان را در کام ها خشکانده بود . در ادامه این ماجرا ، حرم امام رضا علیه السلام را آغشته به خون مخالفان کشف حجاب کردند . نقطه اوج این ماجرا ، سرکوب حجاب در مسجد گوهرشاد بود که این حرم امن ، آغشته به خون بی گناهان شد .
بعد از ماجرای کشف حجاب ، حوزه نوپا و در عین حال سرکوب شده قم ، قدرت هیچ نوع واکنشی را در برابر نهی از منکر ، ناروا . فضلای آن زمان حوزه و در رأس آن ها ، حاج آقا روح الله موسوی ، به رئیس حوزه علمیه ، آیت الله حائری گفتند که در هر صورت ، باید چاره ای اندیشید و دست کم با تلگرافی اعتراض آمیز ، با این دستور شاه مخالفت شود .آیت الله شیخ عبدالکریم حائری رحمت الله علیه در تلگرافی مختصر به این مضمون برای شاه نوشت : حجاب ، از مسلمات دین اسلام است و کشف آن برای زنان نباید اجباری و الزامی باشد .
چند روز از این تلگراف گذشت ، حاج شیخ عبدالکریم و چند تن از یارانش در منزل نشسته بودند که در خانه را زدند . خادم خانه ، برای باز کردن در رفت و چند لحظه بعد ، با حالتی آشفته و سراسیمه برگشت و گفت : رضاشاه آمده است ، حرف های ( آقاعلی ) خادم منزل شیخ تمام نشده بود که رضا شاه با حالتی خشمگین ، در حالی که یک اسلحه کمری در دست داشت ، بی سلام و تعارف وارد اتاق شد و خطاب به حاج شیخ عبدالکریم گفت : میدانی من چه کسی هستم ؟ حاج شیخ جواب داد بله ، رضاشاه هستید . رضا شاه گفت : شما کی هستید ؟ و مرحوم حائری جواب داد : عبدالکریم حائری مسؤول حوزه علمیه . رضا خان گفت : نه من یزیدبن معاویه هستم و نه شما امام حسین ؛ رفتارتان را عوض کنید ، وگرنه حوزه قم را با خاک یکسان می کنم . کشور مجاور ما ( ترکیه آتاترک ) کشف حجاب کرده و به اروپا ملحق شده است ؛ ما نیز باید این کار را بکنیم و این تصمیم هرگز لغو نمی شود . او پس از گفتن این سخنان ، بی آن که منتظر پاسخ بماند ، غضبناک از آن جا رفت .
مصلحت
پس از ماجرای کشف حجاب ، یکی از روحانیون ، نزد مرحوم شیخ عبدالکریم رفته و درباره اوضاع پیش آمده ، پرسش می کند ؛ مرحوم حائری برای او ماجرای گفت و گوی حضرت زهرا سلام الله علیها و امیرالمؤمنین علیه السلام را نقل می کند که : روزی حضرت زهرا سلام الله عالیها به امیرالمؤمنین علیه السلام می گویند : چرا برای گرفتن حقت قیام نمی کنی ؟ در این لحظه صدای الله اکبر مؤذن بلند می شود ؛ حضرت علی علیه السلام می فرمایند : اگر بخواهم این ندا خاموش نشود ، باید ساکت باشیم . مرحوم حائری در حالی که گریه می کرد ، ادامه داد من اگر حرفی بزنم ، این مرد ( رضاخان ) با پوتین وارد این صحن و مدرسه می شود و همه چیز را خراب می کند .
رئیس من ...
بعد از آن که شاه و همسرش نسبت به حریم مقدس حضرت معصومه سلام الله علیها بی احترامی کردند ، روحانی مبارز ، حاج محمدتقی بافقی نسبت به این کار اعتراض شدیدی کرد . رضاخان اورا هم در وسط حرم حضرت معصومه سلام الله علیها فلک کرد و شیخ هم فقط فریاد می زد یاصاحب الزمان ، یا صاحب الزمان .
بعد از آن او را برای بازپرسی و تفتیش ، به زندان شهربانی مرکز فرستادند . مستنطق ، از مرحوم بافقی رحمت الله علیه پرسید ، شما را چه کسی تحریک کرده تا خانواده شاه را امر به معروف و نهی از منکر کنی ؟
و او شجاعانه گفت : نخست بگو تو از کدام ملت هستی تا با تو به دستور ملت خودت صحبت کنم . آیا مسیحی هستی یا یهودی تا از تورات و انجیل برایت بگویم ؟ و اگر مسلمانی از قرآن برایت بخوانم . مفتش گفت : منظورت چیست ؟ فرمود : تو صورت خود را مانند زنان کرده ای و از دسته مردان خود را بیرون کردی ؛ آیا تورات موسی چنین دستوری داده یا انجیل مسیح امر کرده است که تو چنین باشی یا این که قرآن محمد صلّی الله علیه وآله تو را آزاد کرده ؟ دیگر این که چه کسی به تو گفته است بیایی از من استنطاق کنی ؟ بازپرس گفت : رئیسم به من دستور داده ؛ ایشان فرمود : خوب به من هم رئیسم امر فرموده ! گفت بفرمایید رئیس شما کیست ؟ شیخ بافقی رحمت الله علیه با اطمینانی برخاسته از ایمان ، پاسخ داد : نمی شناسی ؟ رئیس من اعلی حضرت ولی عصر حجت ابن الحسن العسکری علیهماالسلام هستند .
باز جو دید به جای بازجویی کردن ، مرد بازجویی قرار گرفته است . همان پرسش و پاسخ را برداشت و رفت .


سلاح استعمار
استعمار فرانسه ، پس از گرفتن الجزایر ، تلاش فراوانی برای کشف حجاب کرد . استدلال آن ها این بود : وقتی زن الجزایری چادر دارد ، یعنی او سرباز اشغالگر و دشمن خود را می بیند درحالی که دشمن او را نمی بیند و تا این حجاب هست ما پیروز نیستیم . سردمداران استعمار برای پیروزی در الجزایر تنها هنگامی امیدوار به پیروزی شدند که چادرهای زنان الجزایری را به مرور برداشتند . هر چادری که برداشته می شد ، یک بخش از خاک الجزایر سقوط می کرد و به دست بیگانگان می افتاد .
آندلس اسلامی و آینده ای که ترسیم شد ...
و آیا می دانی آندلس ، مرکز جهان اسلام در غرب ، چگونه سقوط کرد و مسجدهای آن چرا کلیسا و ... شد ؟ تنها وقتی که مبلغان مسیحی ، از راه زنان هرزه و از بین بردن مقدسات اسلامی ، آرام آرام ، زنان را از مقام و قداست خود خارج کرده ، به ابزار بدل کردند و این پشتوانه بزرگ را از مردان جامعه مسلمان آندلس گرفتند و آن ها را به هوس رانی سوق دادند ، آندلس را ساده تر از آن چه بتوان فکر کرد ، از مسلمانان گرفتند .
آیا می دانی نخستین زنان مهاجر به قاره آمریکا ، پوششی کامل داشته اند و پس از تحول در صنعت غرب ، هنگامی که کارگر فراوان و مزد کم ، تنها عامل پیشرفت سرمایه دارها بود ، زنان را به بهانه آزادی ، محترمانه به بردگی کشیدند و اکنون که خود را در منجلاب گسست خانواده ها در غرب می بینند ، چشم طمع به چادر زنان مسلمان دوخته اند ؟

مبدأ همه سعادت ها از دیدگاه امام خمینی رحمهم الله

«مع الاسف زن در دو مرحله مظلوم بوده است؛ یکی در جاهلیت... و اسلام منت گذاشت بر انسان، زن را از آن مظلومیتی که در جاهلیت داشت، بیرون کشید. درموقع دیگر، در ایران ما، زن مظلوم شد و آن دوره شاه سابق بود و شاه لاحق، به اسم این که زن را می خواهند آزاد کنند، ظلم کردند به زن. زن را از آن مقام شرافت و عزت که داشت، پایین کشیدند... درصورتی که زنْ انسان است؛ آن هم یک انسان بزرگ. زنْ مربی جامعه است... سعادت و شقاوت کشورها بسته به وجود زن است. زن با تربیت صحیح خودش انسان درست می کند. مبدأ همه سعادت ها از دامن زن بلند می شود و مع الاسف زن را به صورت یک لُعبه در آوردند این پدر و پسر... آن قدر جنایات که به زن کردند، به مردان نکردند.»

امام خمینی رحمهم الله واقعه کشف حجاب را توطئه ای برای فاسد کردن جامعه اسلامی می دانستند و می فرمودند: «نقشه این بود که با توطئه کشف حجاب مفتضح در زمان قلدر نافهم، رضاخان، این قشر عزیز را که جامعه را باید بسازند، تبدیل کنند به یک قشری که فاسد کنند جامعه را واین نقشه نه اختصاصی به شما بانوان داشت، بلکه جوانان مرد را هم همین طور، بکشانند به مراکز فساد و آن طور که می خواهند آن ها را تربیت کنند که اگر چنانچه کشورشان به دست هر کس بیفتد، بی تفاوت باشند یا مؤید».

سلاح ما

هان ای خواهر و برادر مسلمان مسئله لباس و شکل و نوع آن، امری ساده و سطحی نیست... تغییر لباس همواره پیامد تغییر یک فرهنگ است و انسان تا با فرهنگ خود وداع نکند، نمی تواند با لباس خود وداع کند و تا فرهنگ یک قوم را نپذیرد، لباس آنان رابه تن نمی کند. درست به همین دلیل است که در احادیث ما آمده است که هر که خود را به گروهی شبیه سازد، هم از آن گروه است.

روز 17 دی ماه روز شروع سیاست دیکتاتور ایران -  رضا شاه پهلوی -  و روز کشف حجاب بود . روزگاری که در آن چه بسیار زنانی که مأموران چادرشان را برداشتند و آنهااز شدت غصه و ناراحتی دق کردند و مردند. چه بسیار زنانی که از هول و اضطراب سقط جنین کردند و چه بسیار مادران و مادر بزرگ های ما که در همه آن سال های وحشت و دیکتاتوری از خانه بیرون نیامدند ، روزی که علمای دین مورد بی حرمتی قرار گرفتند و ...

  بیدار باشید ای زنان فرهیخته و مردان مرد :

 که توطئه در کمین است .

که سلاحمان را از ما نگیرند .

که دیگر بار و آرام آرام  روز 17 دی 1314  تکرار نشود ،

که آن روز دختران این مرز و بوم از شرم بی حجابی به تلخی گریستند .


 
comment نظرات ()
 
 
اندر جواب بیانیه شماره 17 مهندس میر حسین موسوی
نویسنده : نسرین رضایی - ساعت ٥:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/۱٢
 

اصلاحیه :

نهم دی ماه همه تن خشم شدیم ،‌موج شدیم ، مشت شدیم و خواستیم بر سر جرثومه فساد فریاد کشیم...

من به عنوان یک دلسوز می گویم منافقین با خیانت ها و جنایت های خود مرده اند، شما برای کسب امتیازهای جناحی و کینه ورزی آنها را زنده نکنید .

این گفته آقای موسوی به سان ابو موسی اشعری زخمی بر دل بیدار دلان امت علوی گذاشت و خراشی ایجاد کرد که جبران آن همچون برخی از اقدامات دیگرش بعد از بیست خرداد به این زودی میسر نیست ، کسی که دشمنان قسم خورده راه امام را و انقلاب اسلامی را مرده قلمداد کند تکلیفش مشخص است ...ردپای حیاتشان  را در این به قول خودشان بیست سال خانه نشینی ندیدند ؟آقای موسوی جرمها و جنایتهای منافقین که از آنها نام بردید فقط مخصوص هشت سال نخست وزیری شما نبوده در این بیست سال انقلاب ، پنجه در پنجه آنان بود و هر زمان که فرصتی مشابه امروز داشتند می خواستند به خیال خامشان قدرت نمایی کنند.

شاید آنان که ایشان مرده خواندند ، زنده تر و بعد از رویش بوته ی سبزی که موسوی ها و کروبی ها و خاتمی ها و ...  کاشتند از آنان بیدار تر شده باشند .هان ای برادر ما برای حفظ اسلام دشمنانمان را همیشه در مقابلمان تصور می کنیم نه مرده و اعتقاد داریم تا حق هست کسی هم هست که با آن مخالفت کند ...

و انگار روحیه انقلابی شما مرده که اصل به این مهمی را فراموش کرده اید .

منافقین و معلوم الحالانی چون آنان از دید خود خیانتی مرتکب نشده اند و جنایتی نکرده اند آنان هم مثل برخی از ساده لوحان فعلی درون نظام به دنبال مطالبات حقی خود هستند ولیکن نمی دانند که حق کدام سو است .

مهندس میرحسین موسوی در بیانیه‌ای خشونتهای صورت گرفته در عاشورا را محکوم و برای خروج از بحران فعلی جامعه راه حل‌هایی پیشنهاد کردند.

و خوب گفتی که این خشونتها زاده ی گیاه سبز توست ، حمله علنی به عزاداران حسینی و کشف حجاب زنان، به آتش کشیدن پرچم حسین که برای ملت ایران نماد خیمه اباعبدا... است ، سوت و کف در روزعاشورا ،شعار علیه وارث پیر جماران ، همو که امام بارها و بارها ملت را به پشتیبانی از او امر فرمودند و دروغ و دروغ و دروغ وهزاران جرم دیگر از جمله اقدامات برخی از حامیان توست که به جای خون سرخ حسین فکر سبز تو در رگهاشان موج می زند .

و اینگونه آغاز می کنی :
بسم الرحمن الرحیم

السلام علیک یا ابا عبدالله. انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم و وال لمن والاکم و عاد لمن عاداکم. فیالیتنی کنت معکم فافوزا فوزا عظیما

و تا اینجای داستان همه یک چیز می گوییم و می خواهیم و امیدداریم که همان شود که می گویید.

همواره به اینجانب و دوستان گفته می شد که اگر شما اطلاعیه ندهید مردم به خیابانها نخواهند آمد و آنان از اعتراضات و مطالبات خود دست برخواهند داشت وآرامش به کشور برخواهد گشت. بنده به عنوان یک همراه جنبش عظیم سبز مردمی با این نظر موافق نبودم و می اندیشیدم که تا اصلاحات لازم با تکیه براصول روشن که می توان آنها را از قانون اساسی استخراج کرد، صورت نگیرد ، آب رفته به جوی باز نخواهد گشت.

برای مراسم عاشورای حسینی علیرغم درخواستهای فراوان، نه جناب حجت الاسلام و المسلمین کروبی اطلاعیه دادند و نه حجت الاسلام و المسلمین خاتمی اطلاعیه صادر کردند و نه بنده و دوستانم. با این وصف یک بار دیگر مردمی خداجوی به صحنه آمدند و نشان دادند که شبکه های وسیع اجتماعی و مدنی که در طول انتخابات و بعد از آن به صورت خود جوش شکل گرفته است، منتظر اطلاعیه و بیانیه نمی مانند. در حالی که مردم نه روزنامه همراه و مشوقی در کنار خود داشتند و نه از صدا و سیما، به عنوان رسانه ای ملی و بی طرف و منصف و عاقل بهره می بردند.

چه خوب گفتید ،که نظام همواره به شما مشاوره درست داده و شما در پیش از این گوش به فرمان نبودید ، ای کاش می گفتید چند بار به شما توصیه شد که بیانیه ندهید و و مطالبات مردم را از کف خیابانها نخواهید ، هر که به شما نصیحت کرده در عقلش هیچ شکی نیست ، شما به نوعی مردم را تحریک کردید و مسول تمام این نا آرامی ها و خشونتها هستید. این جنبش به قول خودتان عظیم که از مردم ساده اندیش و یا مخالفان به نظام اسلامی از ابتدای انقلاب (ضد انقلاب ) که با آگاهی و به جا به حمایت از شما برخواستند و فضای سبز شما را برای تکثیر مناسب دیدند، به ندای شما لبیک گفتند.ای کاش مطلب من به دستت میرسید و یا آیات یازده و دوازه  سوره مبارکه بقره را می خواندی که برای این مطلبت کفایت می کند .

و خوب گفتید که آب رفته به جوی باز نخواهد گشت ، کاری که نباید می کردید کردید ، پای هرچه سودجو بود را برای پایمال کردن خون شهیدان باز کردید دیگر نیازی به بیانیه نیست خودشان راه را بلدند. ای کاش آنان که خداجوی می دانستید واقعا اینطور بودند و یا ای کاش از کلمه برخی که با آن کاملا در بیانیه هایتان بیگانه اید استفاده می کردید ، ای کاش ستادهای انتخاباتیتان همانند مرکز بود که از افراد انقلابی تشکیل شده بود ، اما آنچه در جاهای دیگر دیده شد افرادی بودند که از صبح تا شب در ستاد رفت و آمد می کردند و یا کسانی که مستقر بودند  از نماز معافشان کرده بودی و از حجاب اسلامی و خوشا به حالشان که اکنون مردمی خداجوی و انقلابی خوانده می شوند .

همواره از نداشتن رسانه حرف می زنید و همراهی نکردن صدا و سیما با شما ، در صورتی که خیلی از روزنامه ها با موج سبز تو نفس می کشند و در سایتها و کلوپهای سایبری و موبایلها و میتنگای خیابانی ، شبکه های ماهوار های غربی که نامشان بر همه معروف است  اکثرا به مردم خداجوی تو اختصاص دارد پس کتمان آن که رسانه نداری کمی بی انصافی است .

باز همه ملت ها و جهانیان شاهد بودند که در میان طوفانی از تهدیدها و تبلیغات و تکفیرها و اهانتها، عزاداران حسینی در این روز مقدس حسین حسین گویان به صورت مسالمت آمیز و بدون شعارهای تند روانه میدانها و مسیرهایی شدند که خود انتخاب کرده بودند و این بار نیز چون دفعات گذشته با اعمال تحریک آمیز مواجه شدند، خشونت های غیرقابل باور چون زیر کردن راهپیمانان، تیراندازی نیروهای لباس شخصی که امروز هویت آنها بر کسی پوشیده نیست و روز بروز پرده از چهره آنان و سرانشان کنار زده می شود، فاجعه ای را آفرید که اثرات آن به این زودی از صحنه سیاسی کشورمان رخت برنخواهد بست.

آری اگر رسانه نداشتی جهانیان چگونه فجایعی که به نام تو در تاریخ ایران ثبت شد می دیدند و هرچه به پایان بیانیه شماره 17 تو پیش میروم هیچ چیزی جز رسوایی تو نمی بینم که نیروی انتظامی هرچه کرد وظیفه اش بود و نبایست می گذاشت که ایران به دست نااهلان بیفتد و به مدد حضرت عباس (ع) و امت همان می شود که باید بشود .اما کجا ضربه ای که به نظام زدید جبران می شود ؟؟؟!!!!

مشاهده فیلم های تکان دهنده عاشورا نشان می دهد که اگر شعارها و حرکات جاهایی به سمت افراط غیر قابل قبول کشانده می شود، ناشی از به زیر انداختن افراد بی گناه از روی پل ها و بلندی ها، تیراندازی ها و آدم زیر کردن ها و ترورهاست . جالب آنکه در بعضی از این فیلم ها دیده شده است که مردم در پشت چهره نیروهای انتظامی و بسیجی مهاجم برادران خود را می بینند و در شرایط بحرانی و پر از خشم و هیاهوی آنروز سعی می کنند بدانها آسیبی نرسد. اگر صدا و سیما یک جو انصاف و عقل داشت می توانست برای تلطیف فضا و نزدیک کردن مردم به همدیگر گوشه ای از این صحنه ها را نشان دهد. ولی هیهات! جریان روزهای بعد از عاشورا و گسترش دستگیریها و دیگر تمهیدات دولتی نشان می دهد که مسئولان اشتباهات گذشته را این بار در وسعت بیشتر تکرار می کنند و آنها می اندیشند سیاست ارعاب تنها راه حل است.

فقط می گویی که این و آن بی انصافند و عقل ندارند ، همه غیر انقلابیند و فقط تو و طرفدارانت انقلاب آفریدید ، اگر واقعا چنین است ، اگر واقعا مسلمانی چرا ندیده تهمت می زنی از کجا می دانی آنان که کشته شدند به دست که کشته شده اند مگر تو به خاطر تفکرات و اقداماتت نزد خدا مسول نیستی ؟ صدا و سیما چرا باید صحنه هایی از جاهایی را نشان دهد که خلاف مواضع انقلاب و آرمانهایش روز به روز خدشه دار تر از گذشته بر پیکر جوان نهضت امام است که به قول خودتان و به دید خودتان برخی اقداماتشان غیر قابل قبول است و اندک مواقعی ... هیهات از کردار شما هیهات از رفتار شما و هیهات از گفتار شما .

گیرم که چند روز با دستگیریها ، خشونت ها ، تهدیدها و بستن دهان روزنامه ها و رسانه ها سکوت برقرار گردید، تغییر قضاوت مردم را نسبت به نظام چگونه حل می کنید؟ تخریب مشروعیت را چگونه جبران می نمائید؟ نگاه ملامت آمیز و متعجب همه جهانیان از این همه خشونت یک دولت به ملت خود را چگونه تغییر می دهید؟ با مشکلات بر زمین مانده اقتصادی و معیشتی کشور که به دلیل ضعف مفرط دولت روزبروز وخیم تر می شود چه می کنید؟ با چه پشتوانه ای از کارآمدی و انسجام ملی و سیاست خارجی موثر، سایه قطعنامه ها و امتیازخواهی های بیشتر را در سطح بین الملل از سر کشور و ملتمان دور می کنید؟

بهتر بود این سوالها را از خودتان برای یک بار هم که شده بپرسید . گیرم که چند روزی فضای غبار و نفاق ایجاد کردید ،‌حنجره روزنامه ها و خبررسانی های غیر حرفه ای را پاره کردید .تکلیف تاریخ چه می شود ؟جواب آیندگان را چه خواهید داد ؟تخریب مشروعیت را چگونه جبران می کنید ؟ایجاد  تفکرعمومی منفی جهانیان بر علیه ایران را چگونه تغییر می دهید؟ با این همه هیاهو کدام مشکل اقتصادی و معیشتی کشور و جوانان را حل کردید جز اینکه اضطراب و استرس را خانه گیر کرده اید ؟و هزاران سوال دیگر که در گلوی من ، دختر 27 ساله تپیدن گرفته و منتظر است  تا بر سرت فریاد کنم .

اینان می اندیشند با عقب راندن نخبگان و روشنفکران و دانشگاهیان و فعالان از صحنه سیاسی خواهند توانست بدون پرداختن ریشه ای به مسائل امروز کشور به دیروز قبل از انتخابات برگردند؟ اما کسانی که تاریخ را خوانده اند و کمی با ماهیت پیچیده جوامع آشنایی دارند می دانند که این تفکر ناشی از یک توهم واقع گریز و پناه بردن به رویکردهای کم عمق و گول زننده است .

بنده به صراحت و روشنی می گویم فرمان اعدام و قتل و زندانی کروبی و موسوی و امثال ما مشکل را حل نخواهد کرد . سخنان روز چهارشنبه میدان انقلاب و قبل از آن نماز جمعه هفته پیش دانشگاه که توسط چهره های منتسب به نظام ایراد گردید، نتایج هر نوع اقدام تروریستی را مستقیما به سمت کانون نشانه خواهد رفت و گره مشکل بحران کنونی را نا گشودنی خواهد ساخت. گوساله و بزغاله خواندن بخش عظیمی از جامعه و خش و خاشاک نامیدن آنان و مباح کردن خون عزاداران حسینی فاجعه ای است که هم اکنون توسط افرادی مشخص و صدا و سیما در جامعه رخ داده است.این چه سخنرانی است که از تریبون دولتی مردم را به جنگ با یکدیگر دعوت می کند و یک عده را حزب الله می نامد و عده ای دیگر را حزب الشیطان؟ بارها در یک سخنرانی کوتاه اعلام می کند مردم توجه کنید جنگ است! آیا این سخنان دعوت به جنگ و شورش داخلی نیست ؟ با توجه به استفاده از اصطلاحات مذهبی و اشاره به آیات و روایات ، این مراجع عظام و روحانیون فاضل هستند که می توانند بگویند با این گونه اشخاص چه می توان کرد؟

هیچ مرجع قانونی امر نکرده که شما باید اعدام و یا زندانی شوید و چهره های منتصب هیچ نامی از کسی نبردند و بهتر است با این حرفها که پسر بچه های خردسال برای جلب حمایت از خود سر می دهند احساسات دیگران را به نفع مقاصد خود تحریک نکنید.

اگر برخی از ما در میدان انقلاب روز چهارشنبه بر علیهت شعار دادیم همه تن خشم شدیم ،‌موج شدیم ، مشت شدیم ، خواستیم بر سر جرثومه فساد و فتنه فرود آییم و فقط مردم بود ند و مردم ومردم و گاهی شعارمان مرگ بر آشوبگر عاشورا بود، شعارمان فتنگر عاشورا اعدام باید گردد بود و... چرا شما به خود گرفتید مگر شکی به خود دارید ؟ مسولین توانستند شدت خشم ملت را که از اهانتهای حامیان شما  به خروش آمده بود مهار کنند و اگر نه روز چهارشنبه روز بدی برای شخص شما و دیگر سران موج سبز به دست مردم رقم می خورد .راستی شما برای آرام کردن مردمی که به خیابانها فراخواندید چه کردید ؟ نشنیدم که بگویید به اموال بیت المال تجاوز نکنید ، سطلهای زباله که به واسطه پول من و شما تازه به دست شهردار محترممان چهره آلوده شهر را دگرگون کرده بود  وسیله آتش بازی حامیانتان قرار نگیرد !!! نشنیدم که بگویید بانکها که اموال بیت المال هستند به عموم ملت تعلق دارد را دستمایه خود قرار ندهید ؟واقعا شمایی که بغضی از حامیانتان با بدترین جنایات چهره شهر را در چند ماه گذشته صحنه فیلمها و فضای رعب انگیز کرده اند برای آرامش من دانشجو چه کردید ؟ نگاهی به عکسها و فیلمهایی که در اختیارتان قرار می دهند بکنید ببینید بک گراند این نمایشها چگونه است و خود قضاوت کنید این آتشسوزی ها همانند صحنه های جنگی ما نیست ؟تریبونهای دولتی و غیره انعکاس دهنده و ماعسل اقدامات شما در این چند ماه نیستند ؟

آنچه به بنده به عنوان یک فرد کوچک این جامعه مربوط می شود استقبال از هر هجمه ای در راه اسلام و کشور عزیزمان است و سخنان چند روز اخیر بنده را به یاد کلام امام رحمه الله علیه می اندازد که ” بکشید ما را ، ما نیرومند تر می شویم”. بنده ابایی ندارم که یکی از شهدایی باشم که مردم بعد از انتخابات در راه مطالبات به حق دینی و ملی خود تقدیم کردند و خون من رنگین تر از آن شهدا نیست.

باز هم می گویم کسی قصد کشتن شما را ندارد و البته بعد از اثبات جرمهای شما و به واسطه قانون اساسی مردم هم ابایی از این کار ندارند  ولیکن حسب الامر در فضای بی تفاوت نسبت به این موضوع بخصوص به سر می برند .

بنده به صراحت می گویم تا وجود یک بحران جدی در کشور به رسمیت شناخته نشود، راهی برای خروج از مشکلات و مسائل پیدا نخواهد شد. عدم اذعان به بحران ، توجیه گر ادامه راه حل های سرکوبگرانه خواهد شد. اذعان به وضعیت بحرانی می تواند راه حل را نه در سرکوب که بر سر آشتی ملی قرار دهد . تهمت بی دینی و همراهی با قدرتهای بیگانه مستکبر و افراد بدنام و جریانهای منحوسی چون منافقین به فرض آنکه به حذف فیزیکی تعدادی از خدمتگزاران اسلام و مردم منتهی شود ناشی از چشم بستن به ماهیت مشکلات ملی کشور است. من به عنوان یک دلسوز می گویم منافقین با خیانت ها و جنایت های خود مرده اند، شما برای کسب امتیازهای جناحی و کینه ورزی آنها را زنده نکنید .

من لازم می دانم قبل از آنکه راه حل خودم را برای خروج از بحران مطرح سازم ، برهویت اسلامی و ملی و مخالف سلطه بیگانگان و وفادار به قانون اساسی ما و جنبش سبز تاکید نمایم. ما پیروان اباعبدالله حسین علیه السلام هستیم. ما شیفتگان حریتی هستیم که منادیش آن امام مظلوم بود . ما پیرو کسی هستیم که در قلمرو وسیع اسلامی ربودن خلخالی از پای یک زن را برنمی تابید. ما معتقد به تفسیر رحمانی از اسلام هستیم که انسانها را یا هم کیش هم می دانند و یا همسانانی در خلقت. نگاهی که بر کرامت ذاتی انسان باور دارد و برنمی تابد که ضارب او در زندان با غذایی جز شبیه غذای او نگهداری شود و یا مورد شکنجه و امثال آن قرار گیرد.

راستی چرا حالا اعلام برائت می کنید؟ حالا که حامیانتان هوس کرده اند خود جای شما را بگیرند ؟مریم رجوی و بنی صدر و ولی عهد خوش خیال !!! چه خوب بود که این حرف و برائت خود را از خونآشامان نظام زودتر اعلام می کردید ؛ درست همان زمان که دلسوزانتان به شما توصیه کردند.

و اما منظورتان را از قانون اساسی ما نفهمیدم ، منظورتان قانون اساسی جنبش سبز است یا قانون اساسی جمهوری اسلامی ؟ شما خود ایجاد شبهه می کنید اول اعلام برائت و بعد قانون اساسی ما ؟؟؟؟!!!!!

ما هم پیرو راه حسین (ع) و افکار حسینم ما هم شیدای آزادگی مولا حسینیم ، اما آزادگی مخصوص کسی است که بتواند از آن در چارچوب احکام دفاع کند و برای خود و حامیانش سرمشق باشد .

شما از دین و شریعت علی فقط خلخال پای زن یهودی آن را گذینش کرده اید ؟علی که بود ؟علی چه کرد ؟شما مسلمانید اما حد اقل نگویید که مسلمانی می کنید ؟ عملا اسلام را خیلی وقت است که از رفتارخود جدا کرده اید و حامیانتان نام آن را هم به تازگی  از مسیر سبزتان فاکتور گرفته اند .لطفا اگر ایران را به تنهایی می خواهید حاجات خود را از در اسلام بدر کنید ...

 و ماآنقدر جذاب نیستیم که دافع نباشیم ، برخی در این ایام فقط از خود جاذبه نشان داده اند آنگونه که هر حشره ای را به دور خود کشانده اند. کجایند آنان که دم از راه حسین می زنند و ذره ای در ظاهر حامیانشان نشانی از زهرا ی مرضیه نیست ... کجاست امام شهدا که ببیند نخست وزیرش بعد از بارش اولین برف سرش را در آن کرد و بعد از بیست سال خواست راه رفتن کبک را یاد بگیرد ؟سخن کوتاه کنم که در این مجال نمی گنجد و فی الوصف که تکرار گذشته است نام اسلام و علاقه مندان به آن را بهتر است از کلامتان حذف کنید همانگونه که در شعار برخی حامیانتان به زیر رادیکال بی تفاوتی شما رفت و یا ظواهر مربوط به اکثر حامیانتان را منطبق کنید.

بنده و دوستان عزیزم که امروز بسیاری از آنها در زندانها محبوس هستند پای بندان سرسخت استقلال کشور هستیم و از اینکه بازار اسلامی ما تبدیل به یک بازار مکاره برای کالاهای بیگانه شده است رنج می بریم. ما به شدت با فساد موجود که ناشی از سیاستهای سوء و عدم تدبیر است مخالفیم. ما می گوئیم نهاد بزرگ و تاثیر گذاری چون سپاه اگر هر روز چرتکه بیاندازد که قیمت سهام چقدر بالا و پائین رفته نمی تواند از کشور و منافع ملی آن دفاع نماید؛ هم خود به فساد کشیده می شود و هم کشور را به فساد می کشاند . ما می گوئیم و حاضریم در مباحثات نشان دهیم که امروز منافع و حقوق مستضعفان و کارگران و کارمندان و سایر اقشار ملت در یک فساد بزرگ در حال غرق شدن است . جنبش سبز مخالف دروغ است و آنرا آفتی خانمان برانداز برای کشور می داند و از اینرو دروغ های سیاسی و امنیتی و اقتصادی و فرهنگی و امثال آنرا خطری بزرگ برای کشور می دانیم.

آری برادرم ، گاهی کور خود می شویم و بینای دیگران. شما مخالف دروغید و از ابتدای بیانیه سعی من بر نشان دادن آنها بود .

ما یک دولت و نظام صادق و رئوف و با شفقت و مبتنی بر آراء مردم می خواهیم که به تنوع آراء و عقاید مردم نه به شکل تهدید که بلکه بصورت یک فرصت نگاه کند. ما سرک کشیدن به زندگی خصوصی مردم، تفتیش عقاید، تجسس، بستن روزنامه ها و محدود کردن رسانه ها را مخالف دین مترقی و رهایی بخش خود و مخالف قانون اساسی برآمده از این دین می دانیم. ما ضایع کردن یک ریال از بیت المال را در جهت اهداف باندی و جناحی حرام می دانیم و می گوئیم که سند چشم انداز ملی بیست ساله که به تایید همه ارکان نظام رسیده است امروز به یک ورق پاره بی ارزش تبدیل شده است. ما هشدار می دهیم که رقیبان بزرگی در منطقه با رشدهای اقتصادی دو رقمی در حال ظهور هستند و روز به روز قوی تر می شوند درحالیکه ما متاسفانه از دادن یک بودجه سالانه و نگهداشتن حسابهای ذخیره ارزی و امانت در سپرده های مردم و پاسخگویی در مقابل دیوان محاسبات عمومی و مجلس شورای اسلامی عاجز هستیم .

نظام صادق و رئوف و با شفقت می خواهی ؟ باید برای این حرفت سالها دست و کف و سوت بکشیم !!! نظام اگر در حقت صادق و رئوف و با شفقت نبود روزگارت که امروز زیر گنبدکبود بود و گرمی بخش محافل عزای مرغان آسمان !!! اگر سرنوشتت دست نظام نبود و دست مردم بود زودتر از اینها پرونده ات در بایگانی قرار گرفته بود و اما  دولتی که مردم خواستند و به آن رای دادند  بر سر کار آمد و بعد از آن بود که همه ما شدیم و ما فاش کردن اسرار و اختلاصها و فسادهای اقتصادی را در سران گذشته و کنونی کشور و آقازاده هایشان که تا کنون دولتهای بر سر کار آمده تا مفرق خود را در لجنزارشان غرق می کردند را سرک کشیدن نمی گوییم و از دولتمان و قوه قضاییه و مجلس شدیدا خواستار بررسی و رسیدگی به آن هستیم و ما نگران از بین رفتن بیت المال توسط حامیان سبز شما در جهت اهداف جناحی و سیاسی شما در خیابانها و معابر هستیم و ما خواهان این هستیم که کسی که صلاحیت و مرجعیت دولتی ندارد در کارهای دولت دخالت نکند و کار را به مراجع ذی صلاح واگذار کند .

ما نه آمریکایی هستیم و نه انگلیسی . تا حال نه کارت تبریکی برای روسای کشورهای بزرگ فرستاده ایم و نه امید یاری آنها را داریم و می دانیم با اصالت قدرت در روابط بین اللمل هر کشور به دنبال منافع ملی خود است و ما بیزار از کسانی هستیم که بر عرف و اعتقادات دینی و ملی ملت خود احترام نمی گذارند . و مضحک است که بما تهمت اهانت به قرآن ، عاشورای امام حسین یا پاره کردن عکس حضرت امام قدس سره زده شود . مسلما حرمت شکنی اگر در روز عاشورا صورت گرفته باشد مورد تایید ما نیست، اما بدترین نوع حرمت شکنی را کشتن بندگان بیگناه و عزادار در روز عاشورا و در ماههای حرام می دانیم .

آقای موسوی نیازی نیست که شخص شما به امام اهانت کنید و یا به حریم امام حسین (ع) تجاوز کنید و یا شعارهای غیر متعارف و منفور از دید ملت بدهید ، حامیان شما چنین کردند که نباید می کردند و شما یا شنیدید و سکوت کردید ، یا به عرض شما نرساندند که حتما اینگونه است فی الوصف به پای شما نوشته شده است و کشتن بندگان خدا در روز حرام و ماه حرام ممنوع بوده و هست اما برادرم چه چیز شما را بر این حرف مسمم کرده که این کار توسط دولت اتفاق افتاده که به آن نسبت می دهید شما به عینه رویت کرده اید ؟؟ دولتی که تمام تلاش خود را برای آرام کردن بلواهای آفریده شده توسط شما کرده چرا باید کاری کند که اوضاع خرابتر شود و این نیاز به هوش زیادی ندارد.

اما من برآنم که راه حل مشکلات پیش آمده و بحران موجود چنین است؛ وضعیت کشور امروز چون رودخانه خروشان و عظیمی است که سیلابهای تند و حوادث گوناگون باعث طغیان و گل آلود شدن آن شده است . راه آرام کردن این رودخانه بزرگ و روشن ساختن و زلال کردن آب آن در یک اقدام سریع و عاجل امکان پذیر نیست . اندیشیدن باین گونه راه حلها که عده ای توبه کنند و عده ای معامله کنند و بده و بستانی صورت گیرد تا این مشکل بزرگ حل شود عملا به بیراهه رفتن است .

بنده راه حل را در روانه ساختن نهرها و چشمه هایی از آب روشن و شیرین به بستر این رودخانه می دانم که بتدریج و طی یک فرآیند تدریجی کیفیت آب و وضع رودخانه را تغییر دهد . و نیز اعتقاد دارم که هنوز دیر نشده است و نظام ما آن قدرت را دارد که در صورت تدبیر و در صورت داشتن یک نگاه احترام آمیز و توام با ملاطفت به همه ملت و اقشار آن این مهم را بانجام برساند . بنده تعدادی از این راه حلها را که چون نهرها و چشمه هایی از اب روشن می تواند فضای ملی را تحت تاثیر قرار دهد و اوضاع را به سمت بهبود ببرد، بیان می کنم :

۱- اعلام مسئولیت پذیری مستقیم دولت در مقابل ملت و مجلس و قوه قضائیه به نوعی که از دولت حمایت های غیرمعمول در مقابل کاستی ها و ضعف هایش نشود و دولت مستقیما پاسخگوی مشکلاتی باشد که برای کشور ایجاد کرده است . به یقین اگر دولت کارآمد و محق باشد خواهد توانست جواب مردم و مجلس را بدهد و اگر بی کفایت و ناکارآمد بود مجلس و قوه قضائیه در چهارچوب قانون اساسی با او برخورد خواهند کرد .

دولت ما بی مسولیت نیست که آن را به آن دعوت می کنید و هر گاه نیاز به توضیح بوده در مرجع مورد نظر حاضر شده و جوابگو بوده...

۲- تدوین قانون شفاف و اعتماد برانگیز برای انتخاباتها به نوعی که اعتماد ملت را به یک رقابت آزاد و منصفانه و بدون خدعه و دخالت قانع سازد . این قانون باید شرکت همه ملت را علیرغم تفاوت در آراء و اندیشه ها تضمین کند و جلوی دخالت های سلیقه ای و جناحی دست اندرکاران نظام را در همه سطوح منتفی سازد . مجالس اولیه انقلاب می تواند به عنوان الگویی مورد توجه قرار گیرند .

قانون کاستی های فراوانی دارد اما کاستی های آن دلیل بر رعایت نکردن و یا گذینشی برخور کردن با آن توسط شما در این چند ماه نیست و به فرموده امام غلط کرده هر کس که قانون را قبول ندارد و شورای نگهبان را قبول ندارد .ایران رشد کرده و شما هنوز در همان روزهای اول انقلاب و در مجالس اولیه انقلاب به سر می برید ؟ شما هنوز معنای ولایت فقیه را نفهمیده اید و وسعت اختیاراتش را درک نکرده اید اگر به قانون اعتقاد دارید گذینشی برخورد نکنید...

۳- آزادی زندانیان سیاسی و احیاء حیثیت و آبروی آنها . بنده یقین دارم که این اقدام نه به ضعف که به درایت نظام تعبیر خواهد گشت . و نیز آگاهیم که جریانهای سیاسی منحطی با این راه حل مخالف هستند .

آزادی کدام زندانیان ؟ کسانی که باعث اغتشاش در ماههای اخیر شدند .کسانی که حریم جمهوری اسلامی ، ولی فقیه و عاشورا را نگه نداشتند ؟ هاشا به عقل و انصافت مرد!!!! اگر جریانات مذبور هم موافق باشند مردم با این بند بیانیه ات هرگز موافقت نخواهند کرد .

۴- آزادی مطبوعات و رسانه ها و اجازه نشر مجدد روزنامه های توقیف شده جزء ضروریات روند بهبود است . ترس از آزادی مطبوعات باید از بین برود و تجربیات جهانی در این زمینه باید مورد توجه قرار گیرد . گسترش کانال های ماهواره ای و اهمیت یافتن آنها و تاثیرگذاری قاطع این رسانه که بخوبی ناکافی بودن روش های قدیمی و محدودیت صدا و سیما را می رساند . پارازیت ها و محدودیت های اینترنتی می تواند برای مدت کوتاهی اثرگذار باشد . تنها راه چاره داشتن رسانه هایی متنوع و آگاه و آزاد در داخل کشور است . آیا زمان آن نرسیده است که با اقدامی شجاعانه و ناشی از اعتماد به متفکران و نیروهای خلاق جامعه ، نگاهها را از آنسوی مرزها به شکوفایی خلاقیت سیاسی و فرهنگی و اجتماعی داخلی برگردانیم ؟

مطبوعات آزاد است در چارچوب قانون ، اما گاهی بعضی اشخاص حقوقی و حقیقی پای خود را از حد خود فراتر می گذارند و به عبارتی دیگر زیاده از وجودشان حرف می زنند که البته طبق قانونی که شما مدعی قبول داشتن آن هستید با آن برخورد خواهد شد.

۵- برسمیت شناختن حقوق مردم برای اجتماعات قانونی و تشکیل احزاب و تشکل ها و پایبندی به اصل ۲۷ قانون اساسی . اقدام در این زمینه که می تواند با درایت و همکاری همه علاقمندان به کشور صورت گیرد در طول چند ماه می تواند فضایی توام با دوستی و محبت ملی را جایگزین در گیری سازمان بسیج و نیروهای امنیتی با مردم و یا درگیری مردم با مردم نماید .

از شما به خاطر تفهیم منظورتان در متن بیانیه که گفته بودید قانون اساسی ما ممنونم .

به بندهای فوق پیشنهادات دیگری نیز می توان اضافه کرد . به نظر بنده حتی یک جوی کوچک زلال در این بین می تواند مغتنم باشد . ضرورتی ندارد همه بندها با هم شروع شود . مشاهده عزم در این راه بروشنی افق کمک خواهد کرد . و کلام آخر آنکه همه این پیشنهادات بدون نیاز به توافق نامه و مذاکره و داد و ستدهای سیاسی و از موضع حکمت و تدبیر و خیرخواهی می تواند اجرایی شود.

میرحسین موسوی

آقای میرحسین موسوی ای کاش بعد از انتخابات این نظرات را داده بودید که اینهمه هزینه انقلاب ، برای فهماندن مسیر امام به شما پرداخت نمی کرد ، اینهمه ... اتفاق نمی افتاد ، برادر گرامی به گیاه سبزی که کاشتی بهتر بنگر ، این گیاه هرزه نیست ؟گیاهیست که ریشه های آن در خیابانها پرسه می زند ...

اما می گویند هر وقت ماهی را از آب بگیری تازه است و اگر رودخانه را گل کنی خودت می بایست آب زلال را به آن باز گردانی نه انتظار داشته باشی وظیفه تو را دیگران انجام دهند ...

پس پایین آمدن از موضع غیر عاقلانه تان و به قول معروف از خر شیطان پیاده شدنتان را تبریک می گویم .

نسرین رضایی دانشجوی مدیریت جهانگردی

 


 
comment نظرات ()
 
 
کسانی که کافر شدند ، برای آنان تفاوت نمی کند که آنان را از عذاب الهی بترسانی یا
نویسنده : نسرین رضایی - ساعت ٦:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/۱٠
 

کسانی که کافر شدند ، برای آنان تفاوت نمی کند که آنان را از عذاب الهی بترسانی یا نترسانی ایمان نخواهند آورد.

خدا بر دلها و گوشهای آنان مهر نهاده و بر چشمهایشان پرده ای افکنده شده و غذاب بزرگی در انتظار آنهاست .

گروهی از مردکسانی هستند که می گویند : به خدا و روز رستاخیز ایمان آورده ایم در حالی که ایمان ندارند .

می خواهند خدا و مؤمنان را فریب دهند در حالی که جز خودشان را فریب نمی دهند اما نمی فهمند .

در دلهای آنان یک نوع بیماری است .خداوند بر بیماری آنان افزوده و بخاطر دروغهایی که می گفتند غذاب دردناکی در انتظار آنهاست .

 و هنگامی که به آنان گفته شود در زمین فساد نکنید می گویند : ما فقط اصلاح کننده ایم .

آگاه باشید ! اینها همان مفسدانند ولی نمی فهمند .

و هنگامی که به آنان گفته شود همانند سایر مردم ایمان بیاورید .می گویند آیا همچون ابلهان ایمان بیاوریم ؟! بدانید اینها همان ابلهانند ولی نمی دانند .

و هنگامی که افراد با ایمان را ملاقات می کنند می گویند ما ایمان آورده ایم ولی هنگامی که با شیطانهای خود خلوت می کنند می گویند ما با شماییم ما فقط آنها را مسخره می کنیم .

خداوند آنان را استهزا می کند و آنها را در طغیانشان نگه می دارد تا سر گردان شوند .

آنان کسانی هستند که هدایت را به گمراهی فروخته اند و این تجارت آنها سودی نداده و هدایت نیافته اند .

آیات 6 تا 16 سوره مبارکه بقره

 


 
comment نظرات ()
 
 
دعاى غریق
نویسنده : نسرین رضایی - ساعت ۸:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٩
 

شیخ صدوق در کتاب کمال الدین روایت کرده از عبدالله بن سنان که گفت :

 فرمود حضرت اباعبدالله علیه السلام که : زود است به شما شبهه . پس ‍ مى مانید بدون نشانه و راهنما و پیشواى هدایت کننده ، و نجات نمى یابد در آن شبهه ، مگر کسى که بخواند دعاى غریق را. گفتم : چگونه است دعاى غریق ؟ فرمود مى گویى :

 

یا الله ! یا رحمن ! یا رحیم ! یا مقلب القلوب ! ثبت قلبى على دینک .

 

) نجم الثاقب ، ص 784. بحار ج 95. ص 326. کمال الدین ، ج 2، ص 11(

 

 


 
comment نظرات ()
 
 
نقش زنان از کربلا تا کنون...
نویسنده : نسرین رضایی - ساعت ۱۱:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢
 

... زنان از جهات گوناگون درسرنوشت اسلام نقش داشتند که به طور فشرده به آنها اشاره می کنم:


1- نقش ناپیدا و غیر مستقیم در قیام عاشورا

مردانی که درقیام عاشورا حماسه آفریدند هر کدام دست پرورده و تربیت شده دامن زنان شجاع، فدا کار و مومنی بودند و این ام البنین آن بانوی فداکار و با ایمان بود که فرزندی همچون عباس(ع) به اسلام تحویل داد. این ماجرا به خوبی نشان می دهد که بهره مندی جامعه از انسانهای بزرگ، تاریخ ساز و فداکار نیازمند آن است که دردرجه نخست باید از وجود زنان شجاع، با ایمان، عفیف و فداکار و... بهره مند باشد.

2- ترغیب و تشویق شوهران و فرزندان خود به حضور در صحنه های عاشورا

زنان علاوه بر آنکه از جهت تربیت حماسه سازان کربلا، در قیام عاشورا نقش مهمی را ایفا کردند از جهت ترغیب و تشویق شوهران و فرزندان خویش چه پیش ازعاشورا و چه در روز عاشورا سهم بسزایی داشتند.

یکی از یاران فداکار و با وفای امام حسین (ع)   زهیر بن قین   است. زهیربن قین از چنان شایستگی و لیاقتی در صحنه کربلا برخوردار بود که از سوی امام حسین (ع) به فرماندهی جناح راست سپاه منصوب گردید. چنین شخصیتی با این همه عظمت و بزرگواری درآغاز دریاری کردن امام (ع) مردد بود و بر اثر تشویق و هشدار همسرش  - دیلم دختر عمرو -  در راه حسین (ع) گام نهاد. شاید اگر زهیر از همراهی چنین همسری برخوردار نبود. به آن همه افتخار و ایثار دست نمی یافت.

یکی از زنان فداکار و نمونه مادر وهب بن عبدالله کلبی است. او همراه فرزند و عروس خود درصحنه کربلا حضور یافتند. در روز عاشورا مادر وهب به فرزندش گفت:

فرزندم برخیز فرزند رسول خدا (ص) را یاری کن.

3- حضور در نبردهای عاشورا

دراسلام جنگیدن و شرکت در صحنه های پیکار و جهاد ابتدایی بر زنان واجب نگردیده است. حتی در صحنه کربلا نیز یک امر دفاعی بود. بنابر صلاح دید اندیشه امام حسین (ع) که کاملا نیز طبیعی است به زنان اجازه نبرد کارزار نداد. از این رو زنان در نبرد عاشورا حضور نظامی نداشتند. درروز عاشورا تنها دو زن به میدان نبرد رفتند که امام حسین (ع) آنان را بازگرداند.

شاید دلیل آنکه در روزعاشورا امام حسین (ع) به زنان اجازه نبرد نداد با اینکه رسول خدا (ص) در شرایط اضطراری همانند جنگ احد و حنین به آنان اجازه نبرد می داد، این باشد از یک سو جنگیدن زنان، در حفظ جان مقدس امام حسین(ع) بی تاثیر بود. و از سوی دیگر براثر کشته شدن زنان، معلوم نبود امام سجاد(ع) به چه سرنوشتی گرفتار می گردد. از سوی دیگر چنانچه می دانیم در قیام امام حسین(ع) مسئولیت پیام رسانی نهضت عاشورا برعهده زنان نهاده شد و در صورتی که زنان کشته می شدند نهضت امام حسین(ع) ناتمام می ماند به احتمال زیاد مجموع عوامل گذشته دلیل عدم اجازه امام(ع) به زنان برای حضور در نبرد بود.

4- مسئولیت زنان پس از عاشورا

گفتیم که هدف نهضت و قیام حسینی برانگیختن حساسیت دینی و مذهبی مسلمانان و بیدارکردن وجدان های خفته آنان بود.

امام صادق(ع) در زیارت اربعین می فرمایند: خون پاکش را در راه تو بخشید تا بندگانت را از جهالت و حیرت گمراهی نجات بخشد.

هنگامی که می خواستند کاروان اسیران را از کربلا به کوفه حرکت دهند، آنان را از کنار کشته های شهدا حرکت دادند. وقتی زنان بر بالین عزیزان خود رسیدند، چنان منظره دلخراشی آفریدند که مشاهده آن سنگدل ترین اشخاص را متأثر و ناراحت کرد و در آن صحنه زینب کبری(س) با بدن برادر خود سخن گفت. سخنان حضرت زینب کبری(س) در آن موقعیت دوست و دشمن را به گریه واداشت.

سخنان حضرت زینب(س) در کوفه چنان تأثیری در مردم گذاشت که راوی گوید: پس از خطبه زینب(س) مردم را دیدم که از شدت پشیمانی حیرت زده دستان خود را به دندان می گزند و در آن میان پیرمرد سالخورده ای را در کنار خود مشاهده کردم که چنان می گریست که محاسن سپیدش از اشک تر شده بود.

از سخنرانی دیگری که در کوفه ایراد شد، سخنرانی فاطمه دختر امام حسین(ع) بود او نیز با سخنان کوبنده و آتشین خود مردم کوفه را زیرباران نکوهش و ملامت قرارداد. سخنان اونیز آن چنان در مردم اثر کرد که همه به گریه افتادند و گفتند: ای دختر پاکان، بس است! دل های ما را سوزاندی، سینه های ما را تنگ کردی و اندرون ما را آتش زدی.

پس از او ام کلثوم دختر امیرمؤمنان برای مردم به ایراد سخن پرداخت. پس از سخنان او آن چنان مردم منقلب شدند که راوی می گوید پس از سخنان ام کلثوم صدای ضجه و گریه و زاری مردم بلند شد. زنان موی خود را پریشان کردند و خاک بر سر خود می ریختند. صورت های خود را خدشه می زدند و سیلی به صورت خود می نواختند و مرگ و نابودی خود را درخواست می کردند و مردان نیز می گریستند هیچ زن و مردی دیده نشده مثل آن روز گریه کنند.

درتمام این سخنرانی ها تلاش اهل بیت بر بازگو کردن جزئیات حوادث کربلا به چشم می خورد و این مطلب علاوه بر آنکه سبب برانگیختن احساسات مردم می گردید. حادثه کربلا را از خطر تحریف و دستبرد حفظ می کرد و مجال هرگونه شایعه پراکنی و شایعه سازی را از حکومت امویان می گرفت.

علاوه بر اهل بیت که مسئولیت اصلی پیام رسانی نهضت امام حسین(ع) را به عهده داشتند، زنان در شهرهای دیگر با عزاداری و گریه های خود پیام نهضت حسینی را به مردم می رساندند و به این وسیله وجدانهای مردم را از خواب گرانی که در آن فرو رفته بودند بیدار می کردند.

وقتی خبر شهادت امام حسین(ع) به مدینه رسید. اسماء دختر عقیل با گروهی بر سر قبر پیامبر(ص) رفتند و در آنجا ناله سردادند و انصار را این گونه مخاطب قرار دادند:چه خواهید گفت در پاسخ پیامبر اکرم(ص) در روز قیامت که فقط سخن صدق پذیرفته می شود؟ وقتی آن حضرت از شما پرسید: چرا عترت مرا یاری نکردید و شما آنان را در مقابل ستمگران تنها گذاردید و تسلیم ظالمان کردید.

5- تکلیف امروز شاگردان مکتب زینب (س) :

امروز نیز بر زنان مسلمان و فداکار لازم است تا با حفظ عفت و پاکدامنی خود، پیام آزادی خواهی، عدالت خواهی و ظلم ستیزی نهضت حسینی را به همه انسانها برسانند و با حفظ یاد و خاطره شهیدان کربلا در جامعه و حضور در صحنه های سیاسی در مواقع مناسب و لازم روحیه ظلم ستیزی و مبارزه با بی عدالتی و فحشاء و منکرات را در جامعه زنده نگهدارند ، چشم در چشم دین و گوش به فرمان ولایت هر لحظه و هرجا که فریاد مظلومیت بر حنجره ای نقش بست قیامی زینب گونه را در راستای حمایت از  ولایتمداریش تکرار کنند .

آنان که رفتند حسینیند و آنان که ماندند زینبی ...

 


 
comment نظرات ()
 
 
 



كد آهنگ

كد موسيقی