دغدغه های نسرین رضایی

سایه های رنگی

 
اشتغال زنان شاخص توسعه یافتگی است ؟
نویسنده : نسرین رضایی - ساعت ٥:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٦/۱۳
 

اشاره : يکي از مباحث اساسي در زمينه ي توسعه، ميزان بهره گيري درست و منطقي از توانايي ها و استعدادهاي نيروي انساني هر جامعه است. نقش اشتغال در پويايي زندگي انسان انکار ناپذير است و مي توان آن را کانون ارتباطات انساني و اجتماعي تلقي نمود. در جهت اين پويايي بي ترديد زنان، به عنوان نيمي از جمعيت، تاثير مستقيمي در توسعه ي جامعه دارند زيرا هدف هر جامعه اي، به حداکثر رساندن رفاه اجتماعي است و رفاه اجتماعي تابعي از درآمد سرانه، توزيع عادلانه ي درآمد، بهبود سطح امکانات آموزشي، بهداشتي، رفاهي و ميزان مشارکت اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي، سياسي مردان و زنان و . . . مي باشد.

زنان، به عنوان نيمي از جمعيت، تاثير مستقيمي در توسعه ي جامعه دارند

 

در جامعه اي که مشارکت زنان در زمينه ي اشتغال و فعاليت هاي اقتصادي بيشتر باشد، رفاه اجتماعي نيز بيشتر خواهد بود، زيرا مشارکت زنان در بازار کار، موجب کاهش نرخ باروري، افزايش سطح توليد، افزايش درآمد سرانه و در نتيجه سبب افزايش رفاه اجتماعي کل جامعه مي شود. برعکس دسترسي محدود و نابرابر به فرصتهاي کسب درآمد و اشتغال که به صورت بيکاري و کم کاري پديدار مي شود خود از عمده ترين علل فقر است و براي از بين بردن فقر، بيکاري و نابرابري بايد هر دو جنس را مد نظر قرار داد و بايد شناخت جايگاه و نقش زنان در توسعه و ابعاد گوناگون آن در کانون توجه برنامه ريزان توسعه قرار گيرد.

هنگامي که بحث از توسعه به ميان مي آيد منظور تغييرات هماهنگ در اقتصاد و ساختارهاي جامعه، جهت استقرار يک نظام عادلانه و بهبود کيفيت زندگي انسان ها است. بر اين اساس، لفظ انسان، مختص مرد نيست، بلکه اين تعريف تمامي انسانها، يعني مرد و زن، پير و جوان را شامل مي شود. همچنين بايد توجه داشت که اشتغال در معني خاص خود عبارت است از تطابق نيروي انساني با فرصتهاي شغلي و درجه ي تطبيق اين نيرو با حرفه ها و فعاليت هاي موجود در يک جامعه و تحرک شغلي و جغرافيايي کافي بايد بتواند همواره نيروي کار را با تغييرات عرضه و تقاضا مطابقت دهد، تعادل اشتغال را برقرار کند و از کم کاري و بيکاري جلوگيري کند. لذا هر فردي از افراد جامعه حق دارد از دولت بخواهد امکان اشتغال وي را به کاري مولد و مفيد در جهت توليد کالا و خدمات مورد نياز عامه مردم ايجاد نمايد و دولت هم موظف است در برابر اختياراتي که از عامه ي مردم دريافت کرده است، ترتيب مشارکت و اشتغال آحاد جامعه را با توجه به عرضه و تقاضاي نيروي انساني از يک سو و با در نظر گرفتن استعداد و توانايي هاي فردي از سوي ديگر فراهم کند، به نحوي که فرد ضمن بروز خلاقيت و نوآوري، مفيد بودن خويش را نيز در جامعه احساس کند.از اين رو، عدم دسترسي زنان به شغل مناسب و يا عدم ارتقاي شغلي، علاوه بر اينکه بر موقعيت و درآمد زنان و بسياري از متغيرهاي اجتماعي نظير فقر و بيماري تاثير منفي مي گذارد، به بي عدالتي اجتماعي نيز دامن مي زند، زيرا عدم دسترسي زنان به فرصتهاي شغلي مناسب نشان دهنده ي تبعيض در جامعه مي باشد و تبعيض از موانع تحقق توسعه به شمار مي آيد و عامل بسيار مهمي در سد نمودن راه رشد و تعالي انسان است.

مشارکت زنان در بازار کار، موجب کاهش نرخ باروري، افزايش سطح توليد، افزايش درآمد سرانه و در نتيجه سبب افزايش رفاه اجتماعي کل جامعه مي شود

بنابراين مي توان گفت از جمله شاخصهاي توسعه يافتگي يک کشور، ميزان مشارکت و نقشي است که زنان در آن کشور دارا هستند و عدم بهره وري از نيروي بالقوه زنان در زمينه هاي مختلف فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و سياسي، دستيابي به توسعه را ناممکن مي سازد. آمارهاي موجود حاکي از آن است که امروز زنان ايران در جايگاه و منزلتي دوگانه قرار دارند. از نظر شاخص هاي بهداشتي، آموزشي زنان ايران در شرايطي به مراتب بهتر از اکثر کشورهاي منطقه قرار دارند، اما از نظر حضور در بازار کار و سهم درآمدي، در ميان کشورهاي در حال توسعه رتبه بسيار پاييني دارند . با توجه به ساخت سني ـ جنسي جمعيت کشور در سرشماري 1365 و 1375 مشاهده مي شود که نزديک به نيمي از جمعيت کشور (2/49 درصد) را زنان تشکيل مي دهند ولي بنا به دلايل فرهنگي و اجتماعي، نقش آن ها در فعاليت هاي مزدبگيري گسترش نيافته است.

با نگاهي به اجتماع، قوانين (شامل قوانين ناظر بر خانواده و قوانين کار) سنت و عرف اجتماعي درمي يابيم که نگرش حاکم، مرد را نان آور خانه تلقي مي نمايد و بنا به همين نگرش مشارکت و فعاليت اقتصادي زنان لازم و ضروري به شمار نمي آيد. در حالي که با توجه به افزايش سطح سواد دختران و نيز سهم قبول شدگان دختر در دانشگاه ها، افزايش ميانگين سن ازدواج، کاهش بعد خانوار و کاهش قدرت خريد سرپرست خانوار، افزايش سريع نرخ مشارکت زنان در سال هاي آتي قطعي است و بايد براي ايجاد فرصت هاي شغلي مناسب، با توجه به سطح سواد و مهارت آن ها برنامه ريزي شود. لذا برنامه ريزان توسعه همواره بايد در نظر داشته باشند که در ارتقاي شرايط اجتماعي، زنان، شهروندان درجه دوم، ضعيف يا حاشيه اي نيستند، بلکه براي رسيدن به شرايط مطلوب اجتماعي ، بايد بر نقش زنان به عنوان فعال اقتصادي تاکيد شود.

اشتغال در معني خاص خود عبارت است از تطابق نيروي انساني با فرصتهاي شغلي و درجه ي تطبيق اين نيرو با حرفه ها و فعاليت هاي موجود در يک جامعه

وجود نابرابري ها در دستيابي به فرصت هاي شغلي مختلف، ميان زنان و مردان و نرخ مشارکت متفاوت آنان در بازار کار از چند نظر حائز اهميت است که در ذيل به برخي از آن ها اشاره مي شود:

1. وجود نابرابري ها در زمينه ي اشتغال مانعي است براي ورود زنان به برخي مشاغلي که در برداشت هاي عاميانه، مردانه تلقي مي شود، و سبب انعطاف ناپذيري بازار کار مي گردد.

2 . نابرابري ها بر روي تحصيلات و آموزش و فراگيري مهارت هاي نسل بعد تاثير منفي مي گذارد، چون تصميمات والدين براي تعيين سطح تحصيلات دختران و پسران و سمت و سوي آن با توجه به فرصتهاي شغلي شکل مي گيرد و موقعيت پايين تر زنان در بازار کار سبب بي عدالتي و ناکارايي در بازار کار مي شود و در طول زمان ماندگار مي گردد.

3.  نابرابري ها سبب مي شود که تعدادي از زنان از بازار کار مزد و حقوق بگيري دور نگه داشته شوند، در حالي که افزايش اشتغال زنان نقش برجسته اي در کاهش ميزان باروري و در نتيجه کاهش رشد جمعيت دارد.

از جمله شاخصهاي توسعه يافتگي يک کشور، ميزان مشارکت و نقشي است که زنان در آن کشور دارا هستند

4  . وجود نابرابري ها و عدم دسترسي زنان به فرصت هاي شغلي، نقش مهمي در افزايش فقر، خصوصا براي زنان کارگر در جامعه دارد.

علي رغم تلاش هاي گسترده اي که پس از انقلاب اسلامي در جهت ايجاد بيشتر رشد و اعتلاي زنان و مشارکت آنان در فعاليت هاي اجتماعي صورت گرفته است، وجود نوعي نگرش اجتماعي و نگاه بسته ي فرهنگي مبتني بر باورهاي غلط و نيز برخي ابهامات و اشکالات در قوانين ناظر بر خانواده و قوانين کار، خود به خود موانعي را براي اشتغال و حضور موثر زنان در عرصه هاي فعاليت هاي اجتماعي و اقتصادي فراهم نموده است. ضروري است که موانع اجتماعي و فرهنگي در رابطه با اشتغال زنان مورد مطالعه و تدقيق بيشتري قرار بگيرد.

 


 
comment نظرات ()
 
 
 



كد آهنگ

كد موسيقی