دغدغه های نسرین رضایی

سایه های رنگی

 
سفر به بهشت - سفر نوروزی من
نویسنده : نسرین رضایی - ساعت ۱۱:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱
 

 

 

دوم فروردین 90

شاید خیلی کم پیش بیاد که یه نفر هم خوشحال باشه ، هم متعجب ، هم حیرون و سردرگم.

نمی دونم شاید به این غلظت هم نبود که گفتم ولی واقعا نمی دونستم که داریم کجا می ریم.شاید گوشه ای از جذابیت سفرم هم در این بود.قرار بود سوپرایز شوم...

اما می دانستم که سفر ما به سمت شمال بود.

جایی از شمال که تا حالا نرفته بودیم که نمی دانستم کجاست.

نزدیک ظهر بود که حرکت کردیم.

ساعتها در راه بودیم.

جاده به مناسبت تعطیلات نوروزی خیلی شلوغ بود .

بعد از غروب بود .

هوا کاملا تاریک شده بود.

به منطقه ای وارد شدیم به نام سرولات.

منطقه ای کوچک و توریسی در دل رشته کوههای البرز.

زیاد نمی شد در تاریکی شب چیز زیادی برای رفع کنجکاویم پیدا کنم.

جنگل بود .

شب بود.

خستگی راه هم که پیشتر از همه بود.

ویلایی از قبل رزرو کرده بودیم.

وارد شدیم.

رفع خستگی کردیم.

شامی به رگ زدیم .

...

هر کس به کار خود مشغول شد.

آنشب هوا کمکی سرد بود.

بخاری نفتی ناجی ما در دل کوهستان جنگلی بود.

آه ای کاش یک کرسی تپل اینجا بود.

...

جایش خالی سالهاست که می خواهمش اما نیست ...

تمام اتاقها پنجره های بزرگی داشت .

کنارش رفتم.

پنجره را باز کردم.

و این هوای شیرین  بود که وارد ششهایم شد.

بیشتر از چند متر را نمی دیدم.

در لابلای مه سبزی پررنگی به چشم می خورد .

بوی چوب.

بوی نم بوی بارون.

بوی جنگل.

بویایی تنها حسی بود که در دل شب به من تمام احساس را داد.

صورتم را به لطافت هوای خنک کشیدم.

وقتی را آنجا گذراندم.

تا کمکمک خواب مرا فرا گرفت . خواب در منطقه ای که فقط از آن مه را دیده بودم کمی سبزی و هزاران بوی مست کننده از طبیعت.

خودش نمیه رویایی بود .

صبح برای نماز که بیدار شدم.

بی اختیار به کنار پنجره آشپزخانه کشیده شدم.

انگار این پنجره رو به رویاهای من باز می شد.

بیشتر از همه دوستش داشتم.

پنجره را باز کردم.

مه به داخل دوید.

بی نظیر ترین تابلوی خلقت در روبروی چشمانم چشم گشود.

ارتفاعاتی سرسبز و پر درخت.

مه ای که در لابلای درختان قلط می خورد.

سبزی بی نظیری که روی شاخه ها نشسته بود.

موجهایی که در دوردست شناور دریایی آبی و بی قرار بودند.

و من در بلند ترین قسمت ایستاده بودم.

بوی جنگل و رویاهای دیشبم در چشمهایم کور شده بود.

چشمانم مست شده بود.

وضو گرفتم.

نمازم را خواندم.

و سریع به سمت پنجره دویدم.

با تمام وجود تسبیح خدا می کردم.

با تمام وجود خدا رو حس می کردم.

ان الله جمیل و یحب الجمال

اینجا سرولات بود.

منطقه ای کوچک و توریستی اما در نهایت امکان زیبا .

بعد از نماز خواب در وجودم نمی رفت .

شوق دیدار مناظر اطراف در وجودم زبانه می کشید.

با پدرم عزم خروج کردیم.

جاده ای نسبتا باریک و پر پیچ.

مبهوت طبیعت بودم.

سبزی هر درخت با کناری فرق می کرد.

زیبایی ها در هم لولیده بودند .

سفیدی مه درتپه های  دوردست بسان ابری بود که خود را می خواست در آغوش زمین فرو کند .

خورشید کم کمک رخ می نمود و از لابه لای ابرها تشعشعاتش را براین همه زیبایی اشاره می کرد.

هوای دویدن داشتم ...

وجودم حرارتی داشت که نمی توانستم ساکت باشم.

دوست داشتم پرواز کنم.

روحم دیگر کشش تحمل جسمم را نداشت.

فهم زیباییهایی که می دیدم در توانم نبود.

آسمان هم به شوق من می افزود.

دانه های ریز باران مانند گرده های گل روی صورتم می نشست.

دستهایم باز بود.

و طبیعت جاده ای به درون قلبم می کشید .

بهترین لحظه های عمرم را می گذراندم.

چند روزی گذشت...

مملو از خاطره ام . خاطره از دره ی شگفت انگیز روبرویم . خاور خانم که خودش خاطرات است . بازار ماهی فروشهای چابکسر.شیرها وسرشیرهای خوشمزه له کلام.

آه روزهای خوش گذشته مرا دریابید ...

و ای کاش

هزاران بار تکرار شود ...

 


 

 


 
comment نظرات ()
 
 
 
نویسنده : نسرین رضایی - ساعت ۸:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٦
 

سفر به بهشت عنوان مطلب بعدی ...

 

چشمک

 

منتظر باشید.


 
comment نظرات ()
 
 
سال نو مبارک ...
نویسنده : نسرین رضایی - ساعت ۱۱:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/۱
 

 

صدمبارک به تو آن عیدکه فردا باشد / نـوروز نـوید وصـل دلـها بـاشـد
امـیـد که با فضل خداوند جـلـیّ / سـال فـرج مـهـدی زهـرا باشـد

 


 
comment نظرات ()
 
 
میلاد ختم رسل ، رحمه للعالمین مبارک
نویسنده : نسرین رضایی - ساعت ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٢
 

 

 

 

 


 
comment نظرات ()
 
 
ژاله ها را به خون باید شست ...
نویسنده : نسرین رضایی - ساعت ٦:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٢٦
 

 

 

مدتهاست که با خود کلنجار می روم تا بتوانم به قول دوستان از شیخ اصلاحات بنویسم اما دریغ و درد که دستم به قلم نمی رود . آخر گاهی بانی خنده شبهایمان بود در این دنیای وانفسا. حیف است که ناسپاس باشیم . باز هم تیر بزله های این دلقک اصلاحات  دل ما را شکار کرد و اینبار هم از نوشتنش منصرف شدم ...

و اما فتنه سبزکها باز هم در سطلهای زباله به دنبال ماهیت خود گشت و در لابه لای صدای شکستن شیشه ها و ...  طمع ازدحام داشت  .

به قول دکتر شریعتی:

کسانی که خود بسیارند ،
نیازی به هم وطن ندارند .
کسانی که خود آزادند ،
از زندان به ستوه نمی آیند .
آدم های اندکند
که به ازدحام محتاجند .

و اینانند که باز هم خون پاک جوانی را قربانی دیو نفس خود کردند و اکنون خود ضحاکترین ناپاکانند که پنجه هایشان را در گلوی حق می فشرند و کذابانه حقانیت را به نفع خود مصادره می کنند.

ژاله ها را به خون باید شست ...

ما ایستاده ایم . ژاله ای که امروز طعمه ی خوک صفتان منافق شد همان ژاله ای است که از پدرانمان در 57 به یادگار گرفتیم و از یک ژاله میلیونها  درخت تنومند و برومند ژاله پروراندیم ...

 ما در میدان ژاله هویت یافتیم...

 

 


 
comment نظرات ()
 
 
همه تن موج شدیم ... شور شدیم ...
نویسنده : نسرین رضایی - ساعت ٥:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٢٢
 

 

 

 

 

 

 


 
comment نظرات ()
 
 
زن از دیدگاه شیخ فضل الله (2)
نویسنده : نسرین رضایی - ساعت ٢:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۱۸
 

من از شیخ و دیدگاهای بسیار مترقی انسانیش در خصوص حقوق زنان درسها آموختم و امروز افسوس می خورم که دیگر آن عالم فرهیخته در کنارمان نیست...

 

 

روحش شاد وعطر دیدگاههایش روشنگر روشن اندیشیمان باد...

 

 

 

 

حقوق زنان


یکی از مسایل جدی مورد توجه فمنیستها ، خشونت بر ضد زنان و مساله سرپرستی مرد بر زن است . فضل الله میگوید اسلام به موجب آیه 34 سوره نساء حق سرپرستی زن را به مرد اعطا کرده است ، فضل الله با توجه به آیه بالا و آیه 228 سوره بقره ، موارد سرپرستی مرد را به سازماندهی و مدیریت خانواده و حقوق ویژه همسری محدود میکند . اما این مساله به عقیده او ، به برتری جنس مرد بر زن ارتباطی ندارد بلکه برخی از ویژگیهای جسمی و روانی ، و نیز عهده داری تامین هزینههای زن به وسیله مرد ، موجب این حکم شده است . بر اسا س این تعبیر حدود حق سرپرستی مرد محدود به موارد ی میشود که طبیعت قرارداد زناشویی اقتضا میکند . از این رو نظر غالب این است که شوهر حق خانهنشین کردن زن را ندارد مگر اینکه با حق بهرهگیری جنسی شوهر ناسازگار باشد . اما او خود بیشتر تمایل دارد که در این صورت نیز نمیتواند زن را ممانعت کند .

به عقیده فضل الله ، این نظریه که زن تمایل و درپی آن حق جنسی ندارد نادرست است . از این رو همانگونه که زن میباید رعایت حق جنسی مرد را بنماید ، طبیعت ازدواج اقتضا میکند که حق جنسی زن نیز مورد احترام مرد قرار گیرد .

زیرا ازدواج برای حفظ عفت زن و مرد به طور یکسان ، پدید آمده است و احادیث بسیاری بر این مطلب تاکید میکند ... در نتیجه نپذیرفتن حق جنسی زن ، ازدواج را به جای آن که مایه حفظ عفت و پاک دامنی زن سازد ، سبب انحراف او میگرداند و علت آن هم این است که زن نیز در ازدواج ، همان تمایلات جنسی رادارد ... مساله روابط جنسی برای مرد وزن به طور یکسان ، یکی از مهمترین اهداف ازدواج تلقی میشود . زن برای خوردن وآشامیدن با همسرش ازدواج نمیکند ، مرد نیز برای این منظور ازدواج نمیکند . بنابر این میتوانیم بگوییم که حق زن ومرد در این زمینه یکسان است .

این نظر در پی خود مخالفت با عمل ختنه کردن زنان را به دنبال دارد که در مصر و برخی از کشورهای عربی واسلامی رواج دارد . زیرا این امر مانع از حق طبیعی زن از لذت جنسی میشود و افزون بر آن برای سلامتی زن نیز خطر آفرین است . از این رو فضل الله عمل ختنه زنان را رسمی اسلامی نمیداند بلکه آن را رسم اعراب پیش از اسلام میداند . به نظر فضل الله علاوه بر ختنه کردن ،انواع دیگری از خشونت بر ضد زنان وجود دارد . تنبیه بدنی زن در قبال عدم ایفای نقش مادری و انجام کارهای خانه ، نمونه دیگری از خشونت بر ضد زنان است . او تنها حالت مجاز برای تنبیه بدنی زن را موردی میداند که زن از ادای حق جنسی مرد خودداری میکند . به عقیده فضل الله این حق به این باز میگردد که رابطه زناشویی تنها ابزار شرعی و دینی و قانونی و اجتماعی برای تامین نیاز جنسی زن ومرد است . در واقع فضل الله تنبیه بدنی زن را در حالت خاصی که بنیاد ازدواج را تهدید به نابودی میکند مجاز میداند . جواز تنبیه بدنی زن در این حالت به دلیل عظمت حق جنسی مرد بر عهده زن است به طوری که حتی در صورت عدم تمایل زن نیز باید آن را ادا کند زیرا هدف از آن در زندگی حفظ عفت زن ومرد است. به عقیده او تنبیه بدنی زن در این حالت خاص موافق نگرشی است که او از زن به عنوان شریک زندگی میدهد . او میگوید زن تنها با انتخاب خود وارد زندگی زناشویی میشود و با ورود به این زندگی به شوهر خود حقوق خاصی را نسبت به بدن خود میدهد . زن با ازدواج پیمانی را میبندد که خود را به محتوای آن ملزم میگرداند . زن درصورت نافرمانی از مرد در حق جنسی ، مرد را به طلاق یا ازدواج دیگر و یا انحراف میکشاند و همه موارد بالا به زیان زن است . اما نکته مهم این است که اگر مرد با زیر پا قرار دادن پیمان خود پایههای زندگی زناشویی را سست گرداند ، به عقیده فضل الله ، زن حق اعمال خشونت بر ضد مرد را ندارد چرا که در هر صورت مرد بر زندگی زناشویی حاکمیت دارد . زن د رچنین مواردی تنها میتواند با مراجعه به کسانی که حق فشار آوردن بر مرد را دارند و با شکایت به حاکم شرعی در صدد رفع مشکل خود باشد .

 

 

 


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
 
شاید برای مدتی ننویسم
نویسنده : نسرین رضایی - ساعت ۱٢:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٩/۳
 


 
comment نظرات ()
 
 
 



كد آهنگ

كد موسيقی